به لحاظ عالم ثبوت و واقع پس چرا شارع آن را به نحو دوام و استمرار بيان كرده است ؟ »
و استمراره : ضمير در « استمراره » كه عطف به « دوام » بوده به حكم برمىگردد .
او اصل انشائه و اقراره : ضمير در « انشائه » و « اقراره » به حكم برگشته و كلمهء « اصل » عطف به « اظهار » و كلمهء « اقراره » به معناى « اثباته » عطف به « انشائه » مىباشد .
مع انّه بحسب الواقع ليس له قرار : ضمير در « انّه » و در « له » به حكم برمىگردد .
او ليس له دوام : ضمير در « له » به حكم برمىگردد .
و ذلك : مشاراليه « ذلك » رفع حكم ثابت بودن نسخ در مقام اثبات ولى دفع حكم بودنش در مقام ثبوت و واقع مىباشد .
الصّادع للشّرع : كلمهء « الصّادع » به معناى « مبيّن » مىباشد .
او يوحى اليه ان يظهر الحكم : ضمير در « اليه » و در « يظهر » به نبىّ اكرم برمىگردد .
او استمراره : ضمير در « استمراره » كه عطف به « الحكم » بوده به حكم برمىگردد .
مع اطّلاعه على حقيقة الحال : ضمير در « اطّلاعه » به نبىّ اكرم برگشته و مقصود از « حقيقة الحال » حقيقت حال حكم مىباشد .
و انّه ينسخ فى الاستقبال : ضمير در « انّه » به حكم برگشته و اين عبارت ، تأويل به مصدر رفته و عطف بر « حقيقة الحال » مىباشد . يعنى « مع اطّلاعه على نسخه فى الاستقبال » .
او مع عدم اطّلاعه على ذلك : ضمير در « اطّلاعه » به نبىّ اكرم برگشته و مشاراليه « ذلك » حقيقت حال مىباشد .
لعدم احاطته به تمام ما جرى فى علمه تبارك و تعالى : اين عبارت ، دليل براى « عدم اطّلاعه » بوده و ضمير در « احاطته » به پيامبر اكرم و ضمير در « جرى » به ماء موصوله و در « علمه » به خداوند برمىگردد .
و من هذا القبيل لعلّه يكون الخ : ضمير در « لعلّه » و « يكون » به « هذا القبيل » كه مشار
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 460
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٤٦٠