تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
يا فعل خبر داده شده ) معلّق بر امرى كه واقع نشده يا [ اطلاع ندارد بر ] عدم موانع ، خداوند تبارك و تعالى مىفرمايد :
« يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ »
آيه . آرى ، شخصى كه شامل شده است او ( شخص ) را عنايت الهى و متّصل شده است نفس زكيّهء او ( شخص ) به عالم لوح محفوظى كه آن ( لوح محفوظ ) از اعظم عوالم ربوبى است و آن ( لوح محفوظ ) امّ الكتاب است ، معلوم مىشود در نزد او ( شخص ) واقعيّات بنا بر آنچه ( احكامى ) كه آنها ( واقعيّات ) بر آنها ( احكام ) هستند ، چنان كه چه‌بسا اتّفاق مىافتد ( معلوم شدن واقعيّات ) براى خاتم الانبياء و براى بعضى اوصياء ( اوصياى خاتم الانبياء ) و بوده است ( خاتم الانبياء يا بعضى اوصياء ) آگاه بر كائنات آن‌گونه كه بوده‌اند ( كائنات ) و مىباشند ( كائنات ) . آرى با وجود اين ( روشن بودن واقعيات نزد پيامبر و بعضى اوصياء ) چه‌بسا وحى مىشود به او ( پيامبر ) حكمى از احكام ، گاهى به آنچه ( مضمونى ) كه مىباشد ( مضمون ) ظاهر در استمرار و دوام ، با وجود آنكه همانا آن ( حكم ) در واقع براى آن ( حكم ) منتهى و مدّتى است كه معيّن مىكند ( خداوند متعال ) آن ( منتهى ) را با خطاب ديگرى ، و زمانى ديگر [ وحى مىشود به پيامبر ] به آنچه ( مضمونى ) كه مىباشد ( مضمون ) ظاهر در جدّى بودن با آنكه همانا آن ( حكم به ظاهر جدّى ) نمىباشد ( حكم به ظاهر جدّى ) در واقع ، جدّى . بلكه براى مجرّد ابتلاء و آزمايش است . نظير آنكه همانا او ( پيامبر ) امر مىشود ( پيامبر ) به نحو وحى يا الهام به خبر دادن به واقع شدن عذابى يا غير آن ( عذاب ) از آنچه ( عملى ) كه واقع نمىشود ( عمل ) ، به خاطر حكمتى كه در اين خبر دادن يا اين اظهار است . پس بدا حاصل مىشود براى او ( خداوند ) تعالى به اين معنا كه همانا او ( خداوند متعال ) آشكار مىكند ( خداوند ) آنچه ( حكم يا عملى ) را كه امر كرده بود ( خداوند ) نبىّاش ( حقّ تعالى ) يا ولىّاش ( حقّ تعالى ) را به اظهار نكردن آن ( حكم يا عمل ) در ابتدا و آشكار مىكند ( خداوند ) چيزى ( حكم يا عملى ) را كه مخفى بود ( حكم يا