تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠

227 - صورتهاى يادشده با چه فرضى مىباشد ؟ « 1 »

( هذا . . . تأريخهما ) ج : مىفرمايد : احكام اين صورتها در فرضى است كه تاريخ عامّ و خاصّ معلوم باشد .

228 - حكم عامّ و خاصّ متخالف در صورتى كه مجهول التاريخ باشند چيست ؟ « 2 »

( و امّا لو . . . الى الاصول العمليّة ) ج : در صورتى كه تاريخ ورود عامّ و خاصّ مجهول باشد از اين جهت كه مردّد بين اين باشد كه خاصّ بعد از رسيدن وقت عمل به عامّ وارد شده يا قبل از رسيدن وقت عمل به عامّ وارد شده باشد ، « 3 » بايد رجوع به اصل عملى شود . « 4 »
هامش
( 1 ) - البته مصنّف صورت پنجم يعنى موردى كه زمان ورود عامّ بعد از خاصّ بوده ولى قبل از وقت عمل به خاصّ باشد را در اين بخش نياورده ولى در ادامه در فراز « ثمّ انّ الخ » به آن اشاره مىكند . كه خاصّ در اين صورت نيز مخصّص براى عامّ مىباشد . زيرا نه موجب تأخير بيان از وقت خطاب بوده و نه تأخير بيان از وقت حاجت مىباشد . ( 2 ) - مصنّف بيان صورتى كه هر دو مجهول التاريخ بوده را نكرده است . زيرا برگشت اين دو به يكى از پنج صورت است . الف : هر دو مقارن باشند . خاصّ ، مخصّص براى عامّ است . ب : عامّ ، مقدّم و خاصّ ، مؤخّر ولى قبل از عمل به عامّ باشد خاصّ ، مخصّص براى عامّ است . ج : عامّ ، مقدّم و خاصّ ، مؤخّر ولى بعد از عمل به عامّ باشد . خاصّ ، مخصّص براى عامّ است . د : خاصّ ، مقدّم و عامّ ، مؤخّر و قبل از عمل به خاصّ باشد . خاصّ ، مخصّص براى عامّ است . ه : خاصّ ، مقدّم و عامّ ، مؤخّر و بعد از عمل به خاصّ باشد . خاصّ ، مخصّص براى عامّ است . ( 3 ) - يعنى صدورشان مجهول التاريخ نبوده بلكه صدورشان معلوم است كه خاصّ مؤخّر از عامّ بوده ولى معلوم نيست كه بعد از عمل به عامّ بوده يا قبل از عمل به عامّ مىباشد . ( 4 ) - مثلا مولى در روز پنج‌شنبه فرموده است : « اعط كلّ عالم درهما » و روز شنبه فرموده‌اند : « لا تعط
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 450 | حسن سيد اشرفى