تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨

206 - تحقيق مصنّف در مسئلهء تخصيص عامّ با مفهوم مخالف چيست ؟

( و تحقيق المقام انّه . . . عموم و لا مفهوم ) ج : مىفرمايد : تحقيق مقام آن است ؛ وقتى عامّى و مفهومى در يك كلام « 1 » يا در دو كلام « 2 » وارد شوند به گونه‌اى كه هركدام صلاحيّت دارند براى قرينهء متّصله بودن براى تصرّف در ديگرى و امر دائر شود بين اينكه عموم را با مفهوم تخصيص زد يا مفهوم را الغاء كرد در صورتى كه دلالت بر عموم و مفهوم هر دو به‌واسطهء اطلاق به‌واسطهء مقدّمات حكمت باشد « 3 » يا دلالت بر عموم و مفهوم هر دو به‌واسطهء وضع باشد « 4 » بايد گفت ؛ در
هامش
( 1 ) - مثل آيهء 6 / حجرات« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ . . . »دليل تبيّن در خبر فاسق عبارت از احتمال اصابهء به جهالت و ندانسته عمل كردن است و حال آنكه اين دليل و مناط ، عموميّت داشته و در خبر عادل نيز احتمال اصابهء به جهالت و ندانسته عمل كردن مىباشد . زيرا يقين‌آور نبوده و احتمال مذكور در آن مىرود ، بنابراين ، خبر عادل را نيز نبايد اخذ كرد . از طرفى مفهوم« إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌالخ » آن است كه اگر عادل ، خبرى آورد حجّت بوده و تبيّن لازم نيست . حال بحث است كه با اين مفهوم مىتوان تخصيص زد عموم عامّ را و گفت : هر خبرى كه احتمال اصابهء جهالت در آن بوده حجّت نبوده و بايد از آن تبيّن كرد مگر خبر عادل ؟ ( 2 ) - مانند آيهء شريفهء« إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً » *و همين آيه« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا . . »كه توضيح آن گذشت . ( 3 ) - مثل نكره در سياق نفى و نهى يا مفرد محلّاى به الف و لام كه عمومشان به اطلاق بوده كه با مقدمات حكمت اثبات ارادهء ماهيّت كه مفيد عموم بوده مىشود و آنكه مفهوم داشتن شرط به واسطهء اطلاق باشد نه وضع ادوات شرط براى عليّت منحصره بودن . بنابراين ، عموم در آيهء شريفه« إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً » *از باب اطلاق يعنى مفرد محلّاى به الف و لام بوده و مفهوم« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا . . . »نيز به اطلاق مىباشد . ( 4 ) - مثل آنكه « الماء كلّه طاهر » و « الماء اذا بلغ قدر كرّ لم ينجّسه شىء » دلالت كلام اوّل بر عموم به واسطهء لفظ « كلّ » به وضع و دلالت كلام دوّم بر مفهوم نيز بنا بر اينكه مفهوم داشتن جملات شرطيّه به واسطهء دلالت وضعى ادوات شرط بوده به واسطهء وضع مىباشد .