نداريم تنها مشافهين بوده كه مقصود به افهام هستند ، بلكه همهء مردم اعمّ از مشافهين و معدومين تا روز قيامت ، مقصود به افهام مىباشند « 1 » چنان كه بسيارى از اخبار نيز دلالت دارند بر مقصود به افهام بودن همهء مردم نسبت به خطابات قرآنى . « 2 »
195 - ثمرهء دوّم براى عموميّت داشتن خطابات شفاهى نسبت به معدومين چيست ؟
( الثّانية صحّة التّمسّك . . . الّا فيما اتّحد الصّنف ) ج : مىفرمايد : ثمرهء دوّم آن است ، در صورت عموميّت داشتن خطابات شفاهى براى معدومين ، مىتوان به اطلاق خطابات قرآنى تمسّك كرد و احكام آنها را براى آيندگان كه به سنّ تكليف مىرسند نيز ثابت كرد هرچند اين معدومين با مشافهين در صنف متّحد
هامش
عمر داشته اين مطلب را بفهمد ، همه مىگويند ؛ عمر با آنكه مقصود به افهام در اقرار بكر نبوده ولى مىتواند به ظاهر كلام بكر استناد كرده و بگويد ؛ بكر اقرار به بدهكارى به زيد كرد و اين شهادتش درست است . بنابراين ، كبراى استدلال كه حجّيّت ظاهر كلام مختصّ به مقصودين به افهام بوده باطل است .
( 1 ) - يعنى اگر كبرى را بپذيريم كه ظواهر كلام نسبت به مقصودين به افهام حجّت است ولى صغرى را قبول نداريم . يعنى قبول نداريم ، فقط مشافهين هستند كه مقصودين به افهام مىباشند . بلكه همهء مردم تا روز قيامت اعمّ از مشافهين و غير مشافهين ، مقصود به افهام مىباشند .
( 2 ) - علاوه بر رواياتى مثل روايتى كه ذكر شد « حلال محمّد حلال الى يوم القيامة و حرامه حرام الى يوم القيامة » به دو دسته ديگر از روايات اشاره مىشود :
الف : روايتى كه از پيامبر ( ص ) مىباشد كه فرمودند : « انّى تارك فيكم الثقلين كتاب اللّه و عترتى الخ » اگر قرآن و خطابات قرآنى نسبت به معدومين حجّت نباشد چگونه پيامبر اين سخن را فرمودهاند ؟ و آيا چنين كلامى لغو و عبث نخواهد بود ؟ توجه شود مىفرمايند : به جا مىگذارم ، يعنى براى آيندگان .
ب : روايات عرضيّه كه مىفرمايند : اگر از ما اخبارى به شما رسيد ، آن را به قرآن عرضه كنيد ، چنان كه مخالف قرآن بود « فاضربوه على الجدار فهو زخرف » حال اگر ظواهر قرآن حجّت نباشد چگونه مىتوان روايات را بر قرآن عرضه كرد ؟