تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
برمىگردد .

شرح ( پرسش و پاسخ )

194 - براى عموميّت داشتن خطابات شفاهى قرآن نسبت به معدومين ، چند ثمره ذكر شده و ثمرهء اوّل چه بوده و نظر مصنّف نسبت به آن چيست ؟

( ربّما قيل انّه . . . غير واحد من الاخبار ) ج : مىفرمايد : دو ثمره ذكر شده است : ثمرهء اوّل : گفته شده است ؛ اگر خطابات شفاهى قرآن نسبت به معدومين عموميّت داشته باشد و شامل آنان نيز بشود ، ثمره‌اش آن است كه ظهور اين خطابات براى آنان همچون مشافهين نيز حجّت خواهد بود . « 1 » مصنّف در ردّ بر اين ثمره مىفرمايد : اين ثمره مبتنى بر اين است كه اوّلا : حجّيّت ظواهر قرآن ، مختصّ به مقصودين به افهام بوده و مقصودين به افهام نيز فقط مشافهين باشند . و حال آنكه در جاى خودش محقّق و ثابت شد ؛ حجّيّت ظواهر قرآن ، مختصّ به مقصودين به افهام نمىباشد « 2 » و اگر هم مختصّ به مقصودين به افهام بوده ولى قبول
هامش
( 1 ) - دو ثمره‌اى كه ذكر خواهد شد براساس مبناى محقّق قمى در « قوانين الاصول 1 / 233 » در حجّيّت ظواهر كتاب بوده كه از يك كبرى و صغرى تشكيل شده است . حجيت ظواهر قرآن فقط مختصّ به كسانى است كه مقصود به افهام باشند ( كبرى ) . مقصود به افهام مختص به افراد مشافهين و حاضرين مىباشد ( صغرى ) بنابراين ، ظواهر قرآن نسبت به غير مشافهين حجّت نمىباشد ( نتيجه ) . حال اگر گفته شود ؛ خطابات شفاهى قرآن شامل معدومين نيز مىشود ؛ آن‌وقت ظواهر قرآن نيز براى معدومين حجّت خواهد بود . ( 2 ) - يعنى كبراى استدلال را قبول نداشته و باطل مىدانيم . در بحث حجّيّت ظواهر گفته شد ؛ اگر بكر در گوشى به كسى بگويد و اقرار كند كه مثلا ده تومان به زيد بدهكار است و قصدش هم آن است كه عمر با فاصلهء كمترى از اين دو نشسته اين مطلب را نفهمد ولى برحسب تصادف و گوش تيزى كه