برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
194 - براى عموميّت داشتن خطابات شفاهى قرآن نسبت به معدومين ، چند ثمره ذكر شده و ثمرهء اوّل چه بوده و نظر مصنّف نسبت به آن چيست ؟
( ربّما قيل انّه . . . غير واحد من الاخبار ) ج : مىفرمايد : دو ثمره ذكر شده است :
ثمرهء اوّل : گفته شده است ؛ اگر خطابات شفاهى قرآن نسبت به معدومين عموميّت داشته باشد و شامل آنان نيز بشود ، ثمرهاش آن است كه ظهور اين خطابات براى آنان همچون مشافهين نيز حجّت خواهد بود . « 1 »
مصنّف در ردّ بر اين ثمره مىفرمايد : اين ثمره مبتنى بر اين است كه اوّلا : حجّيّت ظواهر قرآن ، مختصّ به مقصودين به افهام بوده و مقصودين به افهام نيز فقط مشافهين باشند .
و حال آنكه در جاى خودش محقّق و ثابت شد ؛ حجّيّت ظواهر قرآن ، مختصّ به مقصودين به افهام نمىباشد « 2 » و اگر هم مختصّ به مقصودين به افهام بوده ولى قبول
هامش
( 1 ) - دو ثمرهاى كه ذكر خواهد شد براساس مبناى محقّق قمى در « قوانين الاصول 1 / 233 » در حجّيّت ظواهر كتاب بوده كه از يك كبرى و صغرى تشكيل شده است .
حجيت ظواهر قرآن فقط مختصّ به كسانى است كه مقصود به افهام باشند ( كبرى ) .
مقصود به افهام مختص به افراد مشافهين و حاضرين مىباشد ( صغرى ) بنابراين ، ظواهر قرآن نسبت به غير مشافهين حجّت نمىباشد ( نتيجه ) .
حال اگر گفته شود ؛ خطابات شفاهى قرآن شامل معدومين نيز مىشود ؛ آنوقت ظواهر قرآن نيز براى معدومين حجّت خواهد بود .
( 2 ) - يعنى كبراى استدلال را قبول نداشته و باطل مىدانيم . در بحث حجّيّت ظواهر گفته شد ؛ اگر بكر در گوشى به كسى بگويد و اقرار كند كه مثلا ده تومان به زيد بدهكار است و قصدش هم آن است كه عمر با فاصلهء كمترى از اين دو نشسته اين مطلب را نفهمد ولى برحسب تصادف و گوش تيزى كه