تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
( وصفى ) كه نمىرسد به آن ( وصف ) اين ( فاقد ) . و نيست مقصود به اتّحاد داشتن در صنف مگر اتّحاد در آنچه ( وصفى ) كه معتبر است ( وصف ) قيد براى احكام ، نه اتّحاد داشتن در آنچه ( وصفى ) كه زياد مىشود اختلاف به سبب آن ( وصف ) و تفاوت به سبب آن ( وصف ) در بين مردم ، بلكه در يك شخص به مرور روزگار و زمان ، و گرنه هرآينه ثابت نمىشد با قاعدهء اشتراك براى غائبين چه رسد به معدومين ، حكمى از احكام . و دليل اشتراك همانا سود مىبخشد ( دليل اشتراك ) در اختصاص نداشتن تكاليف به اشخاص مشافه در آنچه ( وصفى ) كه نباشند ( مشافهين ) اختصاص داده شده به خصوص عنوانى كه اگر نباشند ( مشافهين ) معنون به آن ( عنوان خاصّ ) هرآينه شكّ مىشود در شمول آنها ( تكاليف ) براى ايشان ( مشافهين ) همچنين . پس اگر نباشد اطلاق و اثبات دخالت نداشتن اين عنوان در حكم ، هرآينه فايده نمىداد دليل اشتراك ، و با وجود آن ( اطلاق ) مىباشد حكم ، شامل مىشود ( حكم ) غير مشافهين را و اگرچه گفته شود به اختصاص داشتن خطابات به ايشان ( مشافهين ) ، پس خوب تأمّل كن . پس خلاصه ، آن شد كه همانا ممكن نيست ظاهر شود ثمره مگر بنا بر قول به اختصاص داشتن حجّيّت ظواهر براى شخصى كه قصد شده است افهام او ( شخص ) با بودن غير مشافهين ، غير مقصود به افهام ، و هرآينه محقّق شد اختصاص نداشتن به آن ( مقصود به افهام ) در غير مقام ، و اشاره شد به ممنوعيّت بودنشان ( غير مشافهين ) غير مقصودين به آن ( افهام ) در خطابت خداوند تبارك و تعالى در مقام .

نكات دستورى و توضيح واژگان

الاولى حجّيّة الخ : يعنى « الثّمرة الاولى حجّيّة الخ » . و فيه : ضمير در « فيه » به « الاولى » يعنى ثمرهء اوّل يا به « كون الاولى ثمرة » برمىگردد . انّه : ضمير در « انّه » همانند ضمير در « فيه » مىباشد . عدم الاختصاص بهم : مقصود از « الاختصاص » اختصاص حجّيّة ظواهر بوده و ضمير در