تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
جواب مصنّف همان است كه باز نقص از جانب مخاطبين بوده ، علاوه آنكه خطاب لفظى ، خطابى است كه تدريجى و متصرّم الوجود بوده و خود خطاب قابليت شمول نسبت به غائبين را ندارد . « 1 »

192 - آنچه دربارهء خطابات همراه با ادوات نداء گفته شد با چه فرضى است ؟

( هذا لو قلنا . . . بلسانه ) ج : مىفرمايد : تمام اين مطالب كه آيا اين خطابات ، شامل معدومين و غائبين مىشود يا نه با فرض اين بود كه مخاطب حقيقى در اين خطابات ، خود پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نبوده و خود مردم مستقيما مخاطب اين خطابات باشند كه با لسان پيامبر و از زبان ايشان ابلاغ مىشده است .

193 - اگر مخاطب در اين خطابات ، خود پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باشد آيا شامل معدومين و غايبين مىشود يا نه ؟

( و امّا اذا . . . فضلا عن الغائبين ) ج : مىفرمايد : اگر مخاطب در اين خطابات خود پيامبر باشد كه يا به صورت وحى و نزول فرشته بر او نازل شده و مورد خطاب قرار مىگيرد يا با الهام به قلب شريفش بوده ، چاره‌اى نيست كه گفته شود ؛ اين خطابات به نحو خطاب انشايى بوده و هرچند به نحو مجاز و در نتيجه ، خطاب حقيقى نمىباشد . بنابراين ، جاى توهّم اختصاص داشتن حكم در اين خطاب به حاضرين نبوده و شامل معدومين هم مىشود تا چه رسد به غائبين . « 2 »
هامش
( 1 ) - يعنى خطاب خداوند بايد در قالب الفاظ و از طريق رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به مردم ابلاغ شود كه لازمهء خطاب لفظى آن است كه هر لفظى از كلام با وجود و معدوم شدن لفظ ديگر و هر كلامى با وجود و معدوم شدن كلام ديگر مىباشد . مثلا در« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ »پيامبر وقتى شروع به ابلاغ آن مىكند ، وقتى به « كتب الخ » مىرسد كه« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا » *را گفته‌اند و تمام شده . پس چگونه مىتوان بعد از تمام شدن اين كلام ، آن را متوجهء غير حاضرين كند ؟ ( 2 ) - زيرا پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يك نفر بوده و با لفظ جمع او را مخاطب قرار دادن قرينه است كه هرچند به نحو مجاز ، فقط ايشان مورد خطاب نبوده بلكه سايرين نيز مورد خطاب هستند .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 383 | حسن سيد اشرفى