اطلاق ، منصرف به استفهام حقيقى ، تمنّاى حقيقى و ترجّى حقيقى مىباشند ، البته اگر قرينهاى نباشد كه مانع از انصراف آنان به استفهام ، تمنّى يا ترجّى حقيقى شود ، چنان كه در كلام شارع اين قرنيه در خطاباتش مثل
« يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا » *
و
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ »
اين قرينه وجود دارد . زيرا بديهى و ضرورى است كه حكم در اين خطابات ، اختصاص به حاضرين در جلسه نبوده و بلا شكّ ، شامل حاضرين و غائبين و معدومين نيز مىشود . پس اين قرينهء قطعيّه ، « 1 » جلوى انصراف اين ادوات خطاب را به خطاب حقيقى كه لازمهاش وجود بالفعل مخاطبين حقيقى حين الخطاب بوده را مىگيرد .
188 - شاهدى را كه مصنّف براى وضع ادوات خطاب براى خطاب انشايى مىآورند چيست ؟
( و يشهد لما ذكرنا . . . و العلاقة رعاية ) ج : مىفرمايد : اينكه بالوجدان مىيابيم صحيح بودن خطاب را با اين ادوات با وجود ارادهء عموم كردن از مدخول آنها بدون اينكه ارادهء عموم از مدخول اين ادوات به نحو مجاز يا رعايت علاقه باشد .
189 - توهّم اينكه اين مجازيّت به نحو ارتكازى بوده يعنى چه و جواب مصنّف چيست ؟
( و توهّم كونه . . . كما هو واضح ) ج : مىفرمايد : متوهّم مىگويد : ارادهء عموم از مدخول اين ادوات به نحو مجاز به گونهاى مرتكز در ذهن شده كه خيال مىكنيم ارادهء عموم بدون قرينه و رعايت علاقه بوده ، حال آنكه به نحو مجازى مىباشد . « 2 »
هامش
( 1 ) - چنان كه در حديث آمده است : « حلال محمّد حلال الى يوم القيامة و حرامه حرام الى يوم القيامة » يعنى احكام الهى ، مختص به مسلمانان صدر اسلام نبوده و شامل همه افراد در همهء عصرها و زمانها تا قيامت مىشود .
( 2 ) - يعنى ارادهء عموم از مدخول اين ادوات به نحو مجاز بوده ولى چون اين استعمال مجازى در ذهن