تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
ايشان ( پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) است . و امّا وقتى گفته شود به اينكه همانا ايشان ( پيامبر ) مخاطب است و متوجّه است به ايشان ( پيامبر ) كلام به نحو حقيقت به عنوان وحى يا الهام ، پس چاره‌اى نيست مگر از بودن ادوات در مثل اين
( يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا ) *
براى خطاب ايقاعى و اگرچه مجازا . و بنابراين ( ايقاعى بودن خطاب و لو به نحو مجاز ) مجالى نيست براى توهّم اختصاص داشتن حكم كه متكفّل است براى آن ( حكم ) خطاب ، [ اختصاص داشتن حكم ] به حاضرين ، بلكه شامل مىشود ( حكم ) معدومين را تا چه رسد از غائبين .

نكات دستورى و توضيح واژگان

لا يبعد دعوى الظّهور : مقصود از « الظّهور » ظهور ادوات نداء مىباشد . كما هو الحال الخ : ضمير « هو » به بعيد نبودن ادّعاى ظهور به واسطهء انصراف مىباشد . و غيرها : ضمير در « غيرها » به استفهام ، تمنّى و ترجّى برمىگردد . من كونها موضوعة للايقاعى منها : ضمير در « كونها » به حروف استفهام ، تمنّى و ترجّى و ضمير در « منها » به استفهام ، تمنّى و ترجّى برمىگردد . مع ظهورها فى الواقعيّ منها : ضمير در « ظهورها » به حروف استفهام ، تمنّى و ترجّى و ضمير در « منها » به استفهام ، تمنّى و ترجّى برمىگردد . انصرافا : تمييز براى « ظهورها » مىباشد . اذا لم يكن هناك ما يمنع عنه : مشاراليه « هناك » ظهور اين حروف در خطاب واقعى بوده و ضمير در « يمنع » به ماء موصوله به معناى قرينه و ضمير در « عنه » به ظهور انصرافى برمىگردد . دعوى وجوده : ضمير در « وجوده » به مانع يا « ما يمنع » يعنى قرينه برمىگردد . تلوها : ضمير در « تلوها » به ادوات برمىگردد . و توهّم كونه : ضمير در « كونه » به تنزيل و مجاز بودن ارادهء عموم برمىگردد .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 377 | حسن سيد اشرفى