من كان بمسمع منه ضرورة : ضمير در « كان » به « من » و در « منه » به خداوند برگشته و كلمهء « ضرورة » تمييز نسبت مىباشد . يعنى اينكه ضرورتا بايد متوجّه به حاضرين باشد .
هذا : مشاراليه « هذا » الفاظ خطاب براى خطابات انشايى وضع شدهاند مىباشد .
حقيقة الى غير النّبىّ الخ : كلمهء « حقيقة » تمييز براى « الخطاب » كه اسم براى « انّ » مىباشد بوده و جار و مجرور « الى النّبىّ » خبر آن مىباشد .
بلسانه : ضمير در « بلسانه » به نبىّ برمىگردد .
بانّه المخاطب و الموجّه اليه الحكام حقيقة : ضمير در « بانّه » و « اليه » به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم برگشته ، كلمهء « حقيقة » تمييز براى « المخاطب » و « الموجّه » مىباشد .
فى مثله : ضمير در « مثله » به
« يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا » *
برمىگردد .
و لو مجازا : يعنى « و لو كان مجازا » .
و عليه : ضمير در « عليه » به ايقاعى بودن خطاب و لو به نحو مجاز برمىگردد .
المتكفّل له الخطاب : ضمير در « له » به حكم برمىگردد .
بالحاضرين : اين جار و مجرور ، متعلّق به اختصاص الحكم مىباشد .
بل يعمّ المعدومين : ضمير در « يعمّ » به حكم برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
187 - اگر ادوات خطاب براى خطاب حقيقى وضع شدهاند آيا انصراف به خطاب حقيقى هم ندارند ؟ در اين صورت آيا موجب نمىشود كه از مدخولشان خصوص حاضرين اراده شود ؟
( نعم ، لا يبعد . . . بلا شبهة و لا ارتياب ) ج : مىفرمايد : بعيد نيست بپذيريم ادّعاى ظهور اين ادوات را در خطاب حقيقى به واسطهء انصراف . و به عبارت ديگر ، ظهور انصرافى در خطاب حقيقى دارند ، چنان كه در حروف استفهام و ترجّى و تمنّى در بعضى از مباحث گذشته نيز همين ادّعا را پذيرفتيم كه اين حروف براى انشاء استفهام ، تمنّى و ترجّى وضع شدهاند با دواعى مختلف ، ولى به هنگام