تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١

182 - آيا نظير چنين انشايى كه بتواند منشأ اثر براى معدومين باشد وجود دارد ؟

( و نظيره من غير الطّلب . . . ملكا له بعد وجوده ) ج : مىفرمايد : نظير انشاء تكليف به معدومين بدون طلب يعنى تكليف انشايى فقط ، انشاء تمليك بر بطون و نسلهاى بعدى است در وقف . در چنين انشايى نيز معدومين از اين افراد بعد از آنكه وجود پيدا كرده و به دنيا بيايند ، مالك عين موقوفه مىشوند به‌واسطهء انشاء وقفى كه مالك كرده و مىپذيرند عين موقوفه را از واقف با عقد وقفى كه داشته است . بنابراين ، انشاء يادشده يعنى عقد وقف در رابطه با موجودين و نسبت به آنان ، مؤثّر در ملكيّت فعلى بر ايشان مىشود ولى براى معدومين ، شأنيّت ملكيّت را ايجاد مىكند تا بعد از وجود پيدا كردن ، مالك شوند .

183 - آيا محال عقلى بودن تعلّق تكليف فعلى به معدومين در هر نوع طلب فعلى است ؟

( هذا اذا انشأ . . . من الامكان ) ج : مىفرمايد : صحيح نبودن تعلّق تكليف فعلى به معدومين در وقتى بود كه انشاء طلب به نحو مطلق باشد ولى اگر انشاء طلب به نحو مقيّد به وجود مكلّف و دارا بودن شرايط باشد ، بايد گفت تعلّق تكليف فعلى به معدومين به نحو مقيّد ممكن خواهد بود . « 1 »

184 - با توجه به صورت دوّم از محلّ نزاع آيا مورد خطاب قرار دادن غير حاضرين صحيح است يا نه ؟

( و كذلك لا ريب . . . و يلتفت اليه ) مىفرمايد : مورد خطاب حقيقى قرار دادن معدوم و غائب نه صحيح بوده و نه عقلا ممكن است . زيرا متوجّه كردن كلام به جانب ديگرى به نحو حقيقى ، محقّق نمىشود مگر مورد
هامش
( 1 ) - مثلا گفته شود : هركس كه به سنّ تكليف برسد ، نماز بر او واجب است . « الصّلاة واجبة على كلّ بالغ » .