اختلاف بوده كه قبل از ورود در مسئله و بررسى آن ، بايد مقام بحث و محلّ نزاع را كه مىتواند مورد اشكال و جواب قرار گيرد روشن كرد .
180 - محلّ نزاع در گسترهء شمول خطابات شفاهى چيست ؟
( فاعلم انّه يمكن . . . على الوجه الاخير لغويّا ) ج : مىفرمايد : محلّ نزاع مىتواند به سه صورت باشد :
1 - محلّ نزاع عقلى در رابطه با صحّت تعلّق تكليف : يعنى بگوييم محلّ نزاع در اين است ؛ تكليفى كه در خطاب شفاهى آمده است آيا صحيح است تعلّق به معدومين نيز بگيرد همانطورىكه به موجودين تعلّق گرفته است يا تعلّق تكليف به غير حاضرين اصلا صحيح نمىباشد ؟ « 1 »
2 - محلّ نزاع عقلى در رابطه با صحّت خطاب قرار دادن معدومين و غائبين : مخاطب قرار دادن معدومين بلكه غائبين در مجلس خطاب با الفاظى كه وضع براى خطاب شدهاند يا با الفاظ خطابى نباشد بلكه با متوجّه كردم كلام به معدومين و غائبين باشد آيا صحيح است يا خطاب قرار دادن معدومين و غائبين صحيح نمىباشد ؟ « 2 »
هامش
مبناى محقّق قمى داراى ثمره مىباشد كه آن مبنا نيز مورد قبول هيچكس مخصوصا متأخّرين نبوده كه اشارهاى به آن در بحث فحص از مخصّص شد . مصنّف نيز در فصل جداگانهاى به بيان ثمرهء آن پرداخته و در نهايت آن را فاقد ثمره مىداند . به همين دليل بوده كه در كتابهاى متأخّرين مثل « اصول الفقه » و غيره اين بحث مطرح نشده است .
( 1 ) - يعنى عقلا مىتوان تكليف را متوجّه غير حاضرين قرار داد يا نه ؟ اعمّ از اينكه خطاب به نحو غير شفاهى باشد مثل« لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا »يا خطاب به نحو شفاهى باشد مثل« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ . . . ». پس بحث فراتر از امكان تعلّق تكليف به غير حاضرين با ادوات خطاب مىباشد .
( 2 ) - يعنى عقلا مىتوان فردى را اعمّ با كلمات خطاب باشد مثل آنكه به افراد حاضر در مجلس