متفاوت است . « 1 » گاهى متكلّم خطاب را واقع مىسازد براى بيان حسرت يا تأسف يا ناراحتىاش از چيزى مثل اين كلام : « اى ستاره ، چقدر عمرش كوتاه بود » يا براى بيان شوق و مانند اينها . « 2 » چنان كه متكلّم گاهى خطاب را واقع مىسازد با انگيزه و داعى خطاب حقيقى .
بنابراين ، وقتى ادوات خطاب براى صرف خطاب انشايى وضع شدهاند و نه براى خطاب حقيقى ، آنوقت مىتوان با اين ادوات خطاب با انگيزه و داعى مثلا ضرب قانون ، همهء افراد اعمّ از حاضر و غير حاضر را مورد خطاب قرار داد . و نيز روشن مىشود ؛ استعمال اين ادوات با انگيزه و داعى خطاب حقيقى نيز موجب اختصاص آنها براى حاضرين نمىشود .
هامش
( 1 ) - مصنّف در مباحث ديگرى مثل صيغهء امر نيز بحث داشتند كه آيا صيغه ، وضع براى طلب حقيقى شده يا براى انشاء طلب و يا ادوات استفهام براى استفهام حقيقى كه لازمهاش جهل بوده وضع شده يا براى انشاء استفهام ؟ فرمودند : براى انشاء طلب بوده ولى دواعى مختلف است . ممكن است به داعى طلب حقيقى باشد يا داعى ديگرى مثل امتحان و تهديد كه آنوقت هركدام به حمل شايع صناعى ، طلب خواهند بود . در استفهام نيز براى انشاء استفهام بوده ولى دواعى متعدّد است يا با داعى استفهام حقيقى و يا تهديد ، تعجيز و غيره مىباشد . ادوات خطاب نيز براى انشاء خطاب آمده كه با دواعى مختلف اين انشاء صادر مىشود .
( 2 ) - مثل آنكه متكلّم بدون اينكه محبوبش حضور داشته باشد مىگويد : « يا حبيبي انت منتهى آمالى » .