تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
انّ ما وضع للخطاب : ضمير نايب فاعلى در « وضع » به ماء موصوله به معناى ادوات برمىگردد . لو كان [ كانت ] : ضمير در « كان » به مثل ادوات النّداء يا به « ما وضع للخطاب » برگشته و اگر « كانت » باشد ، ضميرش به ادوات نداء يا به « ما وضع للخطاب » به اعتبار معنايش كه ادوات بوده برمىگردد . لاوجب استعماله فيه : ضمير در « استعماله » به مثل « ادوات النّداء » يا به « لا ما وضع للخطاب » و در « فيه » به خطاب حقيقى برمىگردد . ما يقع فى تلوه بالحاضرين : ضمير در « يقع » به ماء موصوله به معناى كلمات و در « تلوه » به مثل ادوات نداء يا « ما وضع للخطإ » برگشته و جار و مجرور « بالحاضرين » متعلّق به « تخصيص » كه مفعول براى « اوجب » بوده مىباشد . ارادة العموم منه لغيرهم : ضمير در « منه » به مثل ادوات نداء يا « ما وضع للخطاب » و در « غيرهم » به حاضرين برمىگردد . استعماله فى غيره : كلمهء « استعماله » خبر براى « انّ » بوده و ضميرش به مثل ادوات نداء يا « ما وضع للخطاب » و ضمير در « غيره » به خطاب حقيقى برمىگردد . لم يكن موضوعا لذلك : ضمير در « يكون » به مثل ادوات نداء برگشته و مشاراليه « ذلك » خطاب حقيقى مىباشد . يوقع الخطاب بها : ضمير در « يوقع » به متكلّم و در « بها » به ادوات نداء برمىگردد . او شوقا : عطف بر « تحسّرا » مىباشد . و نحو ذلك : مشاراليه « ذلك » تحسّر ، تأسّف ، حزن و شوق مىباشد . كما يوقعه مخاطبا : ضمير فاعلى در « يوقعه » به متكلّم و ضمير مفعولى در آن به خطاب برمىگردد . لمن يناديه : ضمير فاعلى در « يناديه » به متكلّم و ضمير مفعولى در آن به « من »