تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
ندانسته و عقاب برآن را نيز عقاب بدون بيان نمىداند . « 1 »

178 - ولى ادلّهء نقلى برائت و استصحاب ، اطلاق داشته و مقيّد به فحص نيست ، پس چگونه حكم به لزوم فحص و مؤاخذه و عقاب بر مخالفت مىشود ؟

ج : مىفرمايد : آرى و اگرچه ادلّهء حجّيّت اصل برائت و استصحاب اطلاق دارد ولى اجماع محصّل و منقول اقامه شده كه عمل به اين دو اصل نقلى نيز بعد از فحص از دليل اجتهادى ، حجّيّت داشته و عمل به اين دو قبل از فحص و يأس ، عمل به غير حجّت خواهد بود . « 2 »
هامش
( 1 ) - دليل حجّيّت اين اصول يا عقل است و يا نقل . بنا بر اينكه ، دليل حجّيّت اين دو اصل ، عقل باشد ملاك حكم عقل ، عدم بيان است و اين ملاك يعنى عدم بيان ، وقتى است كه فحص از دليل اجتهادى بشود و بعد اگر يافت نشد يا يأس از وجود آن حاصل شد آن‌وقت عقل مىگويد ؛ بيان و دليل اجتهادى نبوده و عقاب و مؤاخذه برآن مؤاخذه و عقاب بدون بيان خواهد بود . ( 2 ) - يعنى اگر دليل حجّيّت اين اصول را ادلّهء نقليّه مثل « كلّ شىء مطلق حتّى يرد فيه نهى » يا « لا تنقض اليقين بالشّكّ بل انقضه باليقين » بدانيم ، قبول داريم كه حجّيّت عمل به اين اصول عموميّت دارد و شامل قبل از فحص از دليل اجتهادى نيز مىشود ولى اجماع منقول و محصّل داريم كه اين عموم ، تخصيص خورده و حجّيّت آنها را بعد از فحص قرار داده است .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 359 | حسن سيد اشرفى