فتختلف مقداره بحسبها : ضمير در « مقداره » به فحص و در « بحسبها » به وجوه برمىگردد .
باحتمال انّه كان و لم يصل : ضمير در « انّه » و « كان » و « لم يصل » به مخصّص متّصل برمىگردد .
بل حاله : ضمير در « حاله » به مخصّص متّصل برمىگردد .
قد اتّفقت كلماتهم : ضمير در « كلماتهم » به علما برمىگردد .
على عدم الاعتبار به مطلقا : ضمير در « به » به احتمال وجود قرينه برگشته و مقصود از « مطلقا » قبل از فحص و بعد از فحص مىباشد .
و لو قبل الفحص عنها : ضمير در « عنها » به قرينه برمىگردد .
ايقاظ : يعنى « هذا ايقاظ » .
بين الفحص هاهنا و بينه الخ : مشاراليه « هاهنا » اصالة العموم يا تمسّك به عامّ بوده و ضمير در « بينه » به فحص برمىگردد .
حيث انّه هاهنا عمّا يزاحم الحجّيّة : ضمير در « انّه » به فحص و در « يزاحم » به ماء موصوله به معناى دليل يا مخصّص برگشته و مشاراليه « هاهنا » اصالة العموم يا تمسّك به عامّ مىباشد .
بخلافه هناك : ضمير در « بخلافه » به فحص برگشته و مشاراليه « هناك » اصول عمليّه مىباشد .
فانّه بدونه : ضمير در « فانّه » به معناى شأن بوده و در « بدونه » به فحص برمىگردد .
بدونه يستقلّ : ضمير در « بدونه » به فحص و در « يستقلّ » به عقل برمىگردد .
بدونه بلا بيان : ضمير در « بدونه » به فحص برمىگردد .
و المؤاخذة عليها : ضمير در « عليها » به مخالفت برگشته و عبارت ، عطف بر « العقاب »
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 352
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٣٥٢