عن الظّفر به : ضمير در « به » به مخصّص برمىگردد .
عن اعتبارها بالخصوص : ضمير در « اعتبارها » به اصالة العموم برگشته و مقصود از « بالخصوص » از باب ظنّ خاصّ مىباشد .
و غيره : ضمير در « غيره » به مشافه برمىگردد .
ما لم يعلم بتخصيصه تفصيلا : ضمير در « بتخصيصه » به عامّ برگشته و كلمهء « ما » مصدريّهء وقتيه بوده و ما بعدش را تأويل به مصدر مىبرد يعنى « الى وقت عدم العلم بتخصيصه » .
و لم يكن من اطراف ما علم تخصيصه اجمالا : ضمير در « لم يكن » به عامّ و ضمير در « تخصيصه » به ماء موصوله به معناى افراد برمىگردد .
و عليه : ضمير در « عليه » به اعتبار اصالة العموم بالخصوص اجمالا برمىگردد .
ممّا استدلّ به : ضمير در « به » به ماء موصوله به معناى دليل برمىگردد .
على عدم جواز الاستدلال به : ضمير در « به » به عامّ برگشته و ظاهرا بايد به جاى « استدلال » كلمهء « الفعل » باشد يعنى « على عدم جواز العمل به » هرچند مقصود از « الاستدلال » نيز عمل مىباشد .
عدم جواز التمسّك به : ضمير در « به » به عامّ برمىگردد .
فيما اذا كان : ضمير در « كان » به ماء موصوله به معناى عامّ برمىگردد .
كما هو الحال : ضمير « هو » به در معرض تخصيص بودن عامّ برمىگردد .
و ذلك : مشاراليه « ذلك » عدم جواز تمسّك به عامّ در عمومات در معرض تخصيص مىباشد .
على عدم العمل به قبله : ضمير در « به » به عامّ و در « قبله » به فحص از مخصّص برمىگردد .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 350
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٣٥٠