جواب اين اشكال آن است ؛ عبادى بودن روزهء سفر و احرام قبل از ميقات به خاطر كاشف بودن دليل صحّت اين دو است از عارض شدن عنوان راجح عبادى بر اين دو كه ملازم با متعلّق نذر واقع شدن اين دو مىباشد . « 1 »
168 - بيان ديگر مصنّف در جواب به دو شاهد مثال يادشده چيست ؟
( هذا لو لم . . . و لو بسببه فتأمّل جيّدا ) ج : مىفرمايد : اينكه گفتيم روزهء در سفر و احرام قبل از ميقات با متعلّق نذر واقعشدنشان داراى رجحان شده و عنوان راجح عبادى و قربى پيدا مىكنند در صورتى است كه قائل به تخصيص عموم دليل معتبر بودن رجحان در متعلّق نذر به واسطهء دليلى كه مىگويد روزهء در سفر و احرام قبل از ميقات صحيح بوده نشويم . زيرا اگر قائل به تخصيص عموم دليل معتبر بودن رجحان در متعلّق شويم ، مىتوان گفت عارض شدن عنوان راجح از جانب نذر بر اين دو براى عبادى بودنشان بعد از متعلّق نذر واقعشدنشان و اتيانشان به قصد قربت
هامش
هستند .
ب : وفاى به عهد به عنوان اتيان واجب و امتثال امر ، يك واجب توصّلى بوده و قصد قربت لازم ندارد بلكه به هر نيّتى حتّى رياء مىتوان متعلّق نذر را اتيان كرد . البته قصد قربت براى بهرهمندى ثواب از هر امر توصّلى شرط است .
حال سؤال اين است ؛ با راه حلّ دوّم يعنى كاشف بودن دليل صحّت اين دو ، اثبات شد رجحان داشتن ذاتى اين دو ، ولى عبادى بودنشان را چگونه اثبات مىكنيد ؟ زيرا امر در « اوفوا بالنّذور » امر توصّلى است و نمىتواند متعلّق خودش را عبادى كند .
( 1 ) - يعنى دليل صحّت صوم در سفر و احرام قبل از ميقات علاوه بر دلالتشان بر صحّت اين دو ، كاشف از عارض شدن عنوان راجح عبادى اين دو عمل مىشود در وقتى كه متعلّق نذر واقع شده و اين عنوان راجح عبادى است كه مقتضى تعبّدى بودن اين دو مىشود و نه دليل « اوفوا بالنّذور » تا اشكال يادشده پيش بيايد . بنابراين ، دليل يادشده هم كاشف از رجحان و هم كاشف از به وجود آمدن عنوان راجح عبادى براى اين دو با متعلّق نذر واقعشدنشان مىباشد .