جواب دوّم : اگر قبول نشود كه دليل خاصّ ، كاشف از رجحان ذاتى آنها مىباشد بلكه قبل از متعلّق نذر نيز رجحان نداشته ، گفته مىشود ؛ به واسطه متعلّق نذر واقعشدنشان ، رجحان پيدا مىكنند . و چهبسا دلالت دارد بر رجحان اين دو به واسطهء متعلّق نذر قرار گرفتنشان اخبارى كه مىفرمايد : احرام قبل از ميقات همچون نماز قبل از وقت است . « 1 »
167 - اشكالى كه به جواب دوّم مبنى بر راجح شدن صوم در سفر و احرام قبل از ميقات به واسطهء نذر شده چه بوده و جواب آن چيست ؟
( لا يقال لا يجدى . . . ملازم لتعلّق النّذر ) ج : مىفرمايد : اشكال شده ، اين جواب كه به واسطهء نذر و متعلّق نذر واقعشدنشان موجب رجحانشان مىشود ، فايدهاى نخواهد داشت . چرا كه موجب عبادى بودنشان نخواهد بود .
زيرا امر و وجوب در « اوفوا بالنّذور » امر توصّلى بوده كه در سقوط اين امر و وجوب وفاء ، قصد قربت شرط نبوده بلكه به هر داعى كه اتيان به متعلّق نذر و منذور شود موجب سقوط امر و وجوب وفاء خواهد شد . « 2 »
هامش
روزهء در سفر و احرام قبل از ميقات داراى رجحان ذاتى بوده و به همين خاطر متعلّق نذر واقع شده است . و در قبل از نذر هم اگر امر استحبابى يا وجوبى به آن نشده به خاطر مانعى بوده كه نذر آن را مرتفع مىكند .
( 1 ) - همانطور كه نماز قبل از وقت رجحان نداشته و واجب نيست ولى با داخل شدن وقت ، امرش فعلى و رجحان پيدا كرده و واجب مىشود ، صوم در سفر و احرام قبل از ميقات نيز قبل از متعلّق نذر واقعشدنشان داراى رجحان نمىباشند ولى همزمان با متعلّق نذر قرار گرفتنشان ، داراى رجحان مىشوند . بنابراين ، باز كلام ما كه گفتيم در متعلّق نذر بايد رجحان باشد ، نقض نشد .
( 2 ) - اشكال يادشده مبتنى بر دو مقدّمه است :
الف : احرام قبل از ميقات و روزهء در سفر بايد به قصد قربت اتيان شوند اگر صحيح باشند . چرا كه عبادت