و امّا لصيرورتهما راجحين : ضمير در « لصيرورتهما » به روزهء در سفر و احرام قبل از ميقات برگشته ، ضمير « هما » اسم براى « صيرورة » و كلمهء « راجحين » خبرش مىباشد .
بتعلّق النّذر بهما : ضمير در « بهما » به روزهء در سفر و احرام قبل از ميقات برمىگردد .
بعد ما لم يكونا كذلك : ضمير در « يكونا » به روزهء در سفر و احرام قبل از ميقات برگشته و مشاراليه « كذلك » راجح بودن مىباشد .
كما ربّما يدلّ عليه : ضمير در « عليه » به راجح شدن روزهء در سفر و احرام قبل از ميقات برمىگردد .
لا يجدى صيرورتهما راجحين فى عباديّتهما بذلك : ضمير تثنيه در « صيرورتهما » و « عباديّتهما » به روزهء در سفر و احرام قبل از ميقات برگشته و مشاراليه « ذلك » نذر مىباشد .
لا يعتبر فى سقوطه الخ : ضمير در « سقوطه » به وجوب وفاى به نذر برگشته و اين جمله ، صفت براى « توصّليّا » كه خبر براى « كون » بوده مىباشد .
باىّ داع كان : ضمير در « كان » به « داع » برمىگردد .
فانّه يقال عباديتهما انّما تكون الخ : ضمير در « فانّه » به معناى شأن بوده و ضمير در « عباديتهما » به روزهء در سفر و احرام قبل از ميقات و ضمير در « تكون » به « عباديّتهما » برمىگردد .
دليل صحّتهما : ضمير در « صحّتهما » به روزهء در سفر و احرام قبل از ميقات برمىگردد .
راجح عليهما ملازم لتعلّق النّذر بهما : ضمير در « عليهما » و « بهما » به روزه در سفر و احرام قبل از ميقات برگشته و كلمهء « ملازم » همچون « راجح » صفت براى « عنوان » مىباشد .
هذا لو لم نقل الخ : مشاراليه « هذا » جواب يادشده است . يعنى عروض عنوان راجح بر
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 336
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٣٣٦