ينقّح به انّه ممّا بقى تحته : ضمير در « به » به اصل ، ضمير در « انّه » به « المشتبه منه » ، ضمير در « بقى » به ماء موصوله به معناى افراد و ضمير در « تحته » به عامّ برگشته و عبارت « انّه ممّا الخ » تأويل به مصدر رفته و نايب فاعل براى « ينقّح » بوده و عبارت « ينقّح الخ » صفت براى « اصل » مىباشد .
تكون قرشيّة او غيرها : ضمير در « تكون » به امرئه و ضمير در « غيرها » به قرشيّة برمىگردد .
فهى و ان كانت اذا وجدت : ضمير « هى » و ضمير در « كانت » و ضمير نايب فاعلى در « وجدت » به امرئه برمىگردد .
امّا قرشيّه او غير قرشيّة : يعنى « امّا تكون قرشيّة او غير قرشيّة » .
فلا اصل يحرز به انّها قرشيّة او غيرها : ضمير در « به » به اصل و در « انّها » به امرئه و در « غيرها » به قرشيّة برگشته و عبارت « انّها الخ » تأويل به مصدر رفته و نايب فاعل براى « يحرز » كه خبر « لا » بوده مىباشد .
بينها و بين القريش : ضمير در « بينها » به امرئه برمىگردد .
تجدى فى تنقيح : كلمهء « تجدى » به معناى « تفيد » بوده و ضمير در آن به اصالت عدم برمىگردد .
انّها ممّن لا تحيض الخ : ضمير در « انّها » به امرئه و ضمير در « لا تحيض » به « من » موصوله به معناى زنان برمىگردد .
لانّ المرأة الّتى لا يكون بينها و . . . ايضا باقية : كلمهء « المرأة » اسم براى « انّ » و موصول « الّتى » با جملهء صلهء بعدش ، صفت براى « المرأة » و كلمهء « باقية » خبر براى « انّ » و ضمير در جار و مجرور « بينها » كه خبر مقدّم براى « يكون » بوده ، به امرئه برگشته و كلمهء « انتساب » اسم مؤخّر براى « يكون » بوده و مقصد از « المرأة الّتى الخ » فرد مشتبه و مقصود از « ايضا » همچون فرد معلوم تحت عامّ مىباشد .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 317
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٣١٧