تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦

نكات دستورى و توضيح واژگان

ايقاظ : يعنى « هذا ايقاظ » كلمهء « ايقاظ » به معناى بيدار كردن ، هشيار كردن بوده و اينجا به معناى « تنبيه » يعنى آگاهانيدن مىباشد . انّ الباقى تحت العامّ بعد تخصيصه : مقصود از « الباقى » باقى افراد بوده و ضمير در « تخصيصه » به عامّ برمىگردد . بالمنفصل او كالاستثناء من المتّصل : مقصود از « بالمنفصل » مخصّص منفصل بوده و مقصود از « كالاستثناء من المتّصل » وصف و شرط مىباشد . لمّا كان غير معنون بعنوان خاصّ : ضمير در « كان » به باقى برگشته و مقصود به « عنوان خاصّ » يعنى عنوانى كه در مخصّص يا در عامّ وجود دارد . بل بكلّ عنوان لم يكن ذاك بعنوان الخاصّ : يعنى « بل كان بكلّ عنوان الخ » مشاراليه « ذاك » هر عنوانى « كلّ عنوان » بوده و مقصود از « بعنوان الخاصّ » يعنى عنوانى كه در مخصّص وجود دارد . كان احراز المشتبه منه : كلمهء « احراز » اسم براى « كان » و اضافه به بعدش شده و خبرش كلمهء « ممكنا » بوده ، ضمير در « منه » به باقى برگشته و اين عبارت ، جواب براى « لمّا » و « لمّا » با شرط و جوابش ، خبر براى « انّ الباقى » بوده كه « انّ » با اسم خبرش ، تأويل به مصدر رفته و فاعل براى « لا يخفى » مىباشد . فبذلك يحكم عليه : مشاراليه « ذلك » اصل موضوعى بوده و ضمير در « عليه » به مشتبه از باقى تحت عامّ « المشتبه منه » برمىگردد . و ان لم يجز التمسّك به : ضمير در « به » به عامّ برمىگردد . ضرورة انّه : ضمير در « انّه » به معناى شأن مىباشد . يجرى فيه اصل : ضمير در « فيه » به عنوان برگشته و اين عبارت ، صفت براى « عنوان » مىباشد .