مشتبه و مردّدند بين اينكه فرد براى خاصّ هستند يا تحت عامّ . يعنى اينكه قبلا بودهاند الآن هم باقى هستند ؟ « 1 » در اينجا دو صورت دارد :
الف : مخصّص به صورت متّصل باشد : « 2 » شبهه و كلامى نيست كه تمسّك به عامّ نسبت
هامش
( 1 ) - بيان چهار نكته براى روشن شدن موضوع بحث ضرورى است :
الف : در شبههء مصداقيّهء خاصّ ، مفهوم خاصّ ، مبيّن و روشن بوده بلكه آنچه كه مجمل مىباشد ، مصداقى است كه نمىدانيم مصداق براى خاصّ بوده تا از تحت عامّ خارج باشد يا مصداق براى خاصّ نبوده و تحت عامّ مىباشد . مورد بحث در اينجا همين شبههء مصداقيهء خاصّ است .
ب : بحث در شبههء مصداقيّهء عامّ نمىباشد . زيرا در شبههء مصداقيّهء عامّ مثل اينكه نمىدانيم « زيد » عالم است تا تحت عامّ « اكرم العلماء » قرار گيرد يا عالم نيست ، همه علما اتّفاق نظر دارند كه تمسّك به عامّ در شبههء مصداقيّهء عامّ جايز نيست .
ج : مخصّص در شبههء مصداقيّه يا مخصّص لفظى است يا مخصّص لبّى . بحث فعلا در مخصّص لفظى است .
د : مخصّص در شبههء مصداقيّه نيز يا متّصل است يا منفصل .
در نتيجه : بحث در اين مبحث در شبههء مصداقيّهء خاصّ كه مخصّص نيز لفظى بوده مىباشد كه بر دو قسم است .
( 2 ) - مثل مفاد احاديث وارده در « وسائل الشّيعه 1 / 102 - 107 باب 3 و 5 از ابواب الماء المطلق » كه مىفرمايد : « كلّ ماء طاهر الّا ما تغيّر طعمه او لونه او ريحه » در اينجا مىدانيم كه مراد از تغيير ، تغيير حسّى است ولى آبى در خارج داريم كه قدرى شيرهء نجس در آن ريخته شده و تغيير كرده است ، حال نمىدانيم آيا اين تغيير حسّى به واسطهء شيره بوده تا داخل در خاصّ نباشد و تحت عامّ باقى باشد يا اين تغيير حسّى به واسطهء شيرهء تنها نبوده بلكه نجاست هم دخالت و نقش داشته تا داخل خاصّ بوده و از تحت عموم « كل ماء طاهر » خارج باشد .
مثال ديگر : مولى مىفرمايد : « اكرم العلماء الّا الفسّاق منهم » مىدانيم كه مقصود از « فاسق » شخصى است كه مرتكب كبيره شود . حال شكّ داريم ؛ زيد عالم در خارج ( فرد در خارج ) كه مرتكب صغيره مىشود آيا مرتكب كبيره هم مىشود تا مصداق براى خاصّ بوده و از عموم عامّ يعنى وجوب اكرام ، استثناء شده باشد ، يا مرتكب كبيره نمىشود تا همچنان تحت عامّ ، باقى بوده و اكرامش واجب باشد ؟