تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠

150 - چرا در صورت اوّل ، اجمال خاصّ ، حكما به عامّ سرايت مىكند و نه حقيقتا ؟

( امّا الاوّل فلانّ . . . تخصيصه باحدهما ) ج : مىفرمايد : امّا صورت اوّل يعنى قسم اول از سه قسم ديگر كه عبارت از مخصّص مجمل منفصل مردّد بين متباينين بوده ، اجمال خاصّ به عامّ سرايت نمىكند حقيقتا ، زيرا بنا بر بيانى كه داشتيم ، گفته شد ؛ ظهور عامّ در عموش ثابت بوده و شامل تمامى افراد مىشود حتّى اين دو متباين و دليل خاصّ تنها جلوى حجّيّت ظهور عامّ نسبت به يكى از اين دو متباين كه علم داريم يكى از اين دو با خاصّ ، تخصيص خورده را مىگيرد . به عبارت ديگر ، خاصّ موجب مىشود كه از ظهور عامّ نسبت به يكى از دو متباينين كه قبل از آمدن خاصّ ، ظهور در آن داشت ، الآن و بعد از آمدن خاصّ تبعيّت نشود . « 1 »
هامش
عامّ را نسبت به زيد بن بكر ، زيد بن عمر و زيد بن خالد مجمل مىكند و نمىگذارد كه در اين‌ها ظهور پيدا كند ، بديهى است وقتى عامّ ، اصلا ظهور موضوعى در اين افراد ندارد ، ظهور حكمى هم نخواهد داشت . و نيز در « اكرم العلماء الّا الفسّاق منهم » سرايت اجمال خاصّ به عامّ به گونه‌اى است كه اصلا ظهورى براى عامّ از ابتدا منعقد نمىشود مگر در خصوص يعنى علماى عادل . بنابراين ، نسبت به علماى غير عدول نه ظهور موضوعى و نه ظهور حكمى دارد پس هم حكما و هم موضوعا يعنى حقيقتا نسبت به غير علماى عدول ، مجمل مىباشد . ( 1 ) - مكرّرا توضيح داده شد كه در مخصّص منفصل چون قبلا ظهور عامّ در همهء افراد ، منعقد و مستقرّ شده است ، بنابراين ، مخصّص منفصل تنها جلوى حجّيّت اين ظهور را نسبت به افراد خاصّ مىگيرد . در اينجا « اكرم العلماء » قبل از آمدن « لا تكرم زيدا العالم » موضوعا شامل همهء افراد از جمله زيد بن بكر ، زيد بن خالد و زيد بن عمر مىشده و ظهور موضوعى در اين افراد داشته است . حال خاصّ آمده و « زيد » را كه مردّد بين افراد يادشده مىباشد خارج كرده و مشخص نيست كه كدام فرد بوده ولى علم اجمالى داريم كه يكى از اين افراد خارج شده است . پس با توجه به ظهور موضوعى عامّ در اين افراد و
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 290 | حسن سيد اشرفى