تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١

151 - چرا در صورت دوّم ، اجمال خاصّ ، حقيقتا نيز به عامّ سرايت مىكند ؟

( و امّا الثّانى . . . لانّه المتيقّن ) ج : مىفرمايد : امّا صورت دوّم يعنى قسم سوّم و چهارم از سه قسم كه عبارت از مخصّص مجمل متّصل مردّد بين متباينين و مخصّص مجمل متّصل مردّد بين اقلّ و اكثر بوده ، اجمال خاصّ حقيقتا به عامّ سرايت مىكند . زيرا از ابتدا براى ظهورى منعقد نمىشود . چرا كه كلام همراه با قرينه يعنى خاصّ بوده كه مىتواند شامل هم اقلّ و هم اكثر ( در آنجا كه مردّد بين اقلّ و اكثر بوده ) « 1 » و هم مىتواند شامل هريك از دو متباينين ( در آنجا كه مردّد بين متباينين بوده ) بشود . « 2 » ولى عامّ نسبت به اقلّ ، حجّت است زيرا اقلّ ، قدر متيقّن براى عامّ در اين ميان مىباشد . « 3 »
هامش
علم اجمالى به تخصيص يكى از اين افراد و خروج آن از عامّ از باب جمع عرفى ، حجّيّت ظهور عامّ و نه ظهور عامّ نسبت به اين افراد مجمل مىشود . چرا اگر هركدام را بخواهيم تحت حكم عامّ ببريم احتمال دارد همان فردى باشد كه خاصّ آن را خارج كرده است . ( 1 ) - زيرا مكرّرا گفته شد كه ظهور عامّ در مخصّص متّصل ، از ابتدا در افراد غير از افراد خاصّ مىباشد . بنابراين ، در « اكرم العلماء الّا الفسّاق منهم » ظهور عامّ در علماى غير فاسق بوده و حال نمىدانيم كه آيا غير فاسق عبارت از مرتكب كبيره است فقط تا مرتكب صغيره را تحت عامّ ببريم يا عبارت از مرتكب كبيره و صغيره بوده تا مرتكب صغيره تحت عامّ نرود ، پس عامّ موضوعا يعنى حقيقتا مجمل مىشود و معلوم نيست كه شامل مرتكب صغيره مىشود يا نه ؟ ( 2 ) - در « اكرام العلماء الّا زيدا العالم » نيز ظهور عامّ در علماى غير از زيد مىباشد ولى نمىدانيم علماى غير از زيد آيا غير از زيد بن بكر بوده تا زيد بن عمر و زيد بن خالد داخل در عامّ باشد يا غير از زيد بن عمر بوده تا زيد بن بكر و زيد بن خالد داخل در عامّ باشد يا غير از زيد بن خالد بوده تا زيد بن بكر و زيد بن عمر داخل در عامّ باشند ، پس عامّ موضوعا يعنى حقيقتا مجمل مىشود و معلوم نيست كه شامل كدام‌يك از اين زيدها مىشود ؟ ( 3 ) - يعنى در دو قسمى كه اجمال خاصّ به عامّ سرايت مىكند حقيقتا اگر قدر متيقّنى در كلام باشد ،