تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣

143 - نظر مصنّف نسبت به اين جواب داده شده چيست ؟

( و فيه انّه . . . من كثرة الاستعمال ) ج : مىفرمايد : اين جواب ، اشكال دارد . زيرا اعتبارى به اقرب بودن مجاز به لحاظ مقدار نيست بلكه ملاك در معتبر بودن اقربيّت مجاز به اعتبار زيادى انس ذهن كه ناشى از كثرت استعمال بوده مىباشد . « 1 »

144 - جوابى كه از شيخ در تقريرات به استدلال منكرين نقل شده چيست ؟

( و فى تقريرات بحث . . . انتهى موضع الحاجة ) ج : مىفرمايد : شيخ در مقام جواب ، بيانى دارند « 2 » كه لفظش چنين است : در جواب منكرين با پذيرش اينكه باقى افراد ؛ مراتب مجاز براى عامّ تخصيص خورده بوده ولى سزاوارتر آن است كه گفته شود : دلالت عامّ بر هر فردى از افرادش ، مشروط و
هامش
مقصود مىباشد . بنابراين ، لفظ عامّ بعد از تخصيص ، تعيّن در اقرب المجازات پيدا كرده و مجمل نبوده و نسبت به تمام باقى افراد ، حجّت خواهد بود . ( 1 ) - يعنى قاعدهء ادبى را قبول داريم ولى مقصود از اقرب المجازات به اعتبار مقدار و تعداد نيست . يعنى اين‌طور نيست كه تمام الباقى ، اقرب المجازات باشد بلكه مقصود از اقرب المجازات آن است كه براى يك لفظ در اثر كثرت استعمال در يك معناى مجازى ، در اذهان عرف و عموم ، انس و الفتى پيدا شده و ظهورى در عرف پيدا كرده كه به هنگام استعمال آن لفظ در معناى مجازى ، آن معناى مجازى مأنوس در عرف به اذهان متبادر مىشود . مثلا لفظ « اسد » در رجل شجاع چنين است كه وقتى گفته مىشود « زيد اسد » معناى مجازىاش مىتواند آن باشد كه زيد همچون اسد داراى دهان بدبو است و نيز همچون اسد داراى شجاعت است ولى استعمال لفظ « اسد » در شجاعت ، كثرت دارد . بنابراين ، معناى شجاعت ، اقرب المجازات است براى استعمال لفظ « اسد » . درحالىكه كثرت استعمال عامّ تخصيص خورده بعد از تخصيص در تمامى افراد معلوم نيست ، بلكه موارد بسيارى بوده كه عامّ مخصّص بعد از تخصيص باز هم تخصيص خورده و در افراد كمتر از تمام الباقى استعمال شده است . ( 2 ) - « مطارح الانظار / 192 فى العموم و الخصوص » .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 273 | حسن سيد اشرفى