تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
كان تعيّن بعضها الخ : ضمير در « بعضها » به مراتب الخصوصيّات برمىگردد . و لا مقتضى لظهوره فيه : ضمير در « ظهوره » به عامّ و در « فيه » به « بعضها » بعض مراتب الخصوصيّات برمىگردد . ضرورة ان الظّهور امّا بالوضع و امّا بالقرينة : مقصود از « الظّهور » ظهور عامّ در بعض مراتب مجاز مىباشد . و المفروض انّه ليس بموضوع له : ضمير در « انّه » و « ليس » به « بعضها » بعض مراتب مجاز برگشته و اين عبارت ردّ ظهور عامّ تخصيص خورده در بعض مراتب مجاز به واسطهء وضع مىباشد . و لم يكن هناك قرينه : مشاراليه « هناك » عامّ تخصيص خورده بوده و اين عبارت ردّ وجود قرينه براى ظهور عامّ تخصيص خورده در بعضى مراتب مجاز به واسطهء وجود قرينه مىباشد . و ليس له موجب آخر : ضمير در « له » به « الظّهور » يعنى ظهور عامّ در بعضى مراتب مجاز برمىگردد . و دلالته على كلّ : ضمير در « دلالته » به عامّ برگشته و كلمهء « دلالته » مبتدا و خبرش جملهء « لا توجب الخ » مىباشد . حيث كانت فى ضمن دلالته : ضمير در « كانت » به دلالت عامّ بر هر فرد و ضمير در « دلالته » به عامّ برمىگردد . لا توجب ظهوره : ضمير در « لا توجب » به دلالت عامّ بر هر فرد به صورت مستقلّ و ضمير در « ظهوره » به عامّ برمىگردد . بعد عدم استعماله : ضمير « استعماله » به عامّ برمىگردد . اذا لم تكن هناك قرينة على تعيينه : مشاراليه « هناك » تمام باقى بوده و ضمير در