تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
( شكّ ) است ، تمام شد موضع حاجت . مىگويم : مخفى نباشد همانا دلالت آن ( عامّ ) بر هر فردى همانا مىباشد ( دلالت عامّ ) به خاطر دلالت آن ( عامّ ) بر عموم و شمول ، پس وقتى استعمال نشود ( عامّ ) در اين ( عموم و شمول ) و استعمال شود ( عام ) در خصوص - چنان كه اين ( استعمال عامّ در خصوص ) مفروض است - مجازا و باشد ارادهء هريك از مراتب خصوصيّات از آن چيزى ( مراتبى ) كه جايز است منتهى شدن تخصيص به آن ( مراتب ) و [ باشد ] استعمال در آن ( مراتب ) به نحو مجاز ، ممكن ، مىباشد معيّن كردن بعضى از آنها ( مراتب خصوصيّات ) بدون تعيين‌كننده‌اى ، ترجيح دادن بدون مرجّح . و هيچ مقتضى نيست براى ظهور داشتن آن ( عامّ ) در اين ( بعض مراتب خصوصيّات ) . به دليل ضرورى بودن اينكه همانا ظهور ( ظهور عامّ در بعض مراتب مجاز ) يا به واسطهء وضع است و يا به واسطهء قرينه ، و مفروض همانا اين ( بعض مراتب مجاز ) نيست ( بعض مراتب مجاز ) موضوع له ( موضوع له عامّ ) و نبوده است در اينجا ( عامّ تخصيص خورده ) قرينه‌اى و نيست براى آن ( ظهور عامّ در بعضى مراتب مجاز ) موجب ديگرى . و دلالت داشتن آن ( عامّ ) بر هر فردى به صورت مستقلّ ، از آنجا كه مىباشد ( دلالت عامّ بر هر فرد ) در ضمن دلالت آن ( عامّ ) بر عموم ، موجب نمىشود ( دلالت عامّ بر هر فرد به صورت مستقلّ ) ظهور آن ( عامّ ) را در همهء باقى بعد از عدم استعمال آن ( عامّ ) در عموم وقتى نبوده باشد در اينجا ( تمام باقى ) قرينه‌اى بر تعيين آن ( تمام باقى ) . پس مانع از آن ( تعيين باقى ) و اگرچه مىباشد ( مانع از تعيين باقى ) ، مدفوع است به واسطهء اصل ، مگر آنكه همانا هيچ مقتضى نيست براى آن ( تعيين باقى ) بعد از رفع يد كردن از وضع . آرى ، همانا مفيد مىباشد ( اصل ) وقتى نباشد ( عامّ ) استعمال شده مگر در عموم ، مانند آنچه كه ثابت كرديم آن ( عدم استعمال عامّ را مگر در عموم ) در جواب ، پس خوب تأمّل كن .