137 - تحقيق مصنّف در جواب به منكرين مبنى بر مجاز نبودن استعمال عامّ در باقى افراد بعد از تخصيص در وقتى كه مخصّص ، متّصل باشد چگونه است ؟
( امّا فى التّخصيص بالمتّصل . . . فى غاية القلّة ) ج : مىفرمايد : در تخصيص متّصل ، قبلا نيز دانستى كه اصلا تخصيص نبوده « 1 » و ادوات و الفاظ عموم در معناى عامّشان استعمال شدهاند هرچند دائرهء عمومشان از نظر سعه و ضيق با توجه به مدخول اين ادوات و الفاظ ، متفاوت و مختلف مىباشد . مثلا لفظ « كلّ » در مثل « كلّ رجل » و « كلّ رجل عالم » در هر دو ، استعمال در عموم شده هرچند افراد هركدام مثلا افراد « كلّ رجل » نسبت به افراد و مصاديق « كلّ رجل عالم » كمتر است . « 2 » بلكه بدون قياس باهم ، افراد « كلّ رجل عالم » بهخودىخود ، بسيار كم است زيرا قيد دارد ولى بههرحال ، لفظ « كلّ » در معناى عموم خودش باقى است . « 3 »
هامش
ما بقى افراد است و مصنّف نيز با ردّ مجازيّت استعمال عامّ در ما بقى كه دليل منكرين حجّيّت عامّ در ما بقى افراد بوده ، جواب آنان را مىدهد .
( 1 ) - يعنى از باب قيد موضوع بوده و از قبيل « دهانهء چاه را تنگ كن » مىباشد . يعنى از ابتدا موضوع عامّ و گسترهء آن عبارت از عالم عادل مىباشد .
( 2 ) - مثل « اكرم كلّ رجل عالم » زيرا وصف ، مخصّص متّصل است و يا با استثناء گفته شود : « اكرم كلّ رجل الّا الجاهل منهم » . در اينجا لفظ « كلّ » براى عموم بوده و با وجود وصف و يا استثناء باز براى عموم است ولى افادهء عموم در الفاظ عموم ، گفته شد ؛ به اعتبار و لحاظ مدخولشان مىباشد . مثلا افادهء عموم الفاظ عموم مثل « كلّ رجل » يا « الرّجال » بدون وصف و استثناء شامل همهء افراد رجل اعمّ از عالم و جاهل مىشود و افادهء عموم الفاظ عموم مثل « كلّ رجل عالم » يا « الرّجال الّا الجاهل منهم » با قيد عالم ، شامل همهء افراد عالم مىشود . پس در هر دو صورت ، « عالم » در عموم استعمال مىشود و تنها دايرهء عموم متفاوت مىشود .
( 3 ) - يعنى « كلّ رجل عالم » را با قياس « كلّ رجل » در نظر نگيريم بلكه خود « كلّ رجل عالم » به واسطهء قيدى كه دارد معلوم است كه عمومش شامل افراد محدودترى است . ولى بههرحال عموم دارد و در معناى عامّ استعمال مىشود .