به اجمالى كه عامّ بعد از تخصيص پيدا مىكند به دليل تعدّد مجازاتى كه به اعتبار خصوصيّات اين مجازات پيدا مىكند . « 1 » از طرفى اگر بخواهيم همهء افراد باقىمانده را مرتبهء مجاز قرار دهيم تا اجمال نباشد « 2 » ، تعيين اين مرتبه بين مراتب ديگر ، ترجيح بدون مرجّح است . « 3 »
136 - تحقيق مصنّف در جواب به منكرين چيست ؟
( و التّحقيق . . . مجازا ) ج : مىفرمايد : تحقيق در جواب آن است كه گفته شود ؛ تخصيص خوردن عامّ ، موجب نمىشود كه استعمال عامّ در باقى افراد مجاز باشد . « 4 »
هامش
اماميّهاى كه قبلا نامشان برده شد و نيز علامه حلّى كه با قول به تفصيل در مجازيّت ولى قائل به حجّيّت به نحو مطلق مىباشد .
( 1 ) - يعنى گفتهاند ؛ لفظ عامّ ، مثل « العلماء » يا « كلّ عالم » براى عموم ، وضع شده و موضوعلهاش عامّ مىباشد . وقتى تخصيص بخورد ، استعمالش در باقى افراد كه بعض ، يعنى « علماى عدول » بوده ، استعمال در غير موضوع له و استعمال مجازى است . حال اگر با تخصيص مثلا بيست نفر از عامّ خارج شود ، ما بقى عبارت از هشتاد نفر « علماى عدول » خواهد بود كه به تعداد اين نفرات ، موارد و مراتب مجاز خواهد بود . مثلا باقى هشتاد نفر « عالم عدول » ، يك مرتبه از مجاز ، يا هفتاد نفر « عالم عدول » يا شصت نفر « عالم عدول » يا پنجاه نفر « عالم عدول » و غيره كه هركدام مرتبهاى از مراتب مجاز و افراد باقيمانده براى عامّ تخصيص خورده مىباشد . حال عامّ بعد از تخصيص ، مردّد است بين يكى از اين معانى مجازى و اينكه كدام معانى و مراتب مجاز ، مقصود بوده ، معلوم نمىباشد . بنابراين ، عامّ بعد از تخصيص ، مجمل شده و نمىتوان آن را حجّيّت در ما بقى دانست چرا كه آن ما بقى معلوم نيست .
( 2 ) - يعنى گفته شود : ما بقى افراد ، معلوم بوده و مجهول نيست زيرا ما بقى عبارت از همهء افراد باقيمانده مثلا هشتاد نفر مىباشد .
( 3 ) - زيرا دليل مخصّص و تخصيص مثلا « الّا الفسّاق » قرينهء صارفه و مانع است براى ارادهء عموم از « العلماء » ولى قرينهء معيّنه نمىباشد كه مثلا ما بقى افراد عبارت از هشتاد نفر است يا هفتاد نفر و غيره .
( 4 ) - قبلا توضيح داده شد ؛ قول به حجّيّت عامّ در ما بقى بنا بر قول به استعمال مجازى بودن عامّ در