بسيار است . « 1 »
127 - جواب مصنّف به دليل دوّم قائلين به وضع لفظ « كلّ » و مانند آن براى خصوص چيست ؟
( و اشتهار التّخصيص . . . اذا كان بالقرينة ) ج : مىفرمايد : اوّلا : اينكه مشهور شده است ؛ « عامى نيست مگر تخصيص خورده باشد ، سبب نمىشود كه كثرت مجاز لازم بيايد و استعمال الفاظ عموم در معناى عامّ ، استعمال در معانى مجازى باشد ، زيرا ملازمهاى نيست بين تخصيص و مجازيّت ، « 2 » چنان كه توضيح اين عدم ملازمه خواهد آمد . « 3 »
ثانيا : بپذيريم كه ملازمه بين تخصيص و مجازيّت باشد ولى اشكال و محذورى در اين كثرت مجاز نيست . چرا كه استعمالات مجازى به واسطهء قرينه مىباشند . « 4 »
هامش
( 1 ) - يعنى اصلا قبول نداريم كه استعمالات خاصّ در اين الفاظ ، استعمالات بيشتر و اكثر بوده تا ارادهء عامّ از اين الفاظ ، مشكوك باشد .
( 2 ) - يعنى اگرچه تخصيص در عمومات واقع مىشود ولى موجب نمىشود كه الفاظ عموم از دلالت بر عموم خارج شده و حقيقت در خصوص شوند زيرا چنين ملازمهاى نيست .
( 3 ) - يعنى لفظ « كلّ » درهرصورت براى عموم است . زيرا به زودى خواهد آمد ؛ تخصيص عبارت از تصرّف در ارادهء جدّى مولى بوده و نه ارادهء استعمالى او . مثلا در « اكرم كلّ فقيه » اگر مولى از « فقيه » فقهاى عدول را اراده كرده باشد ، لفظ « كلّ » افادهء عموم در فقهاى عادل مىباشد و اگر از « فقيه » مطلق فقيه را اراده كرده باشد ، لفظ « كلّ » افادهء عموم در همهء افراد فقيه را دارد . بنابراين ، لفظ « كلّ » افادهء عموم مدخولش را نمىكند بلكه افادهء عموم افرادى را مىكند كه از مدخولش اراده شده است .
( 4 ) - يعنى اگر بپذيريم استعمال آن در خصوص بيشتر از استعمالش در عموم بوده ولى اين استعمالات به نحو مجازى و با قرينه بوده كه ضررى به حقيقت بودن لفظ در معنا نمىزند . مثلا استعمال لفظ « اسد » در رجل شجاع اگر بيشتر از استعمال آن در حيوان مفترس باشد ضررى به حقيقت بودن لفظ « اسد » در حيوان مفترس نمىزند ، زيرا استعمالش در « رجل شجاع » هرچند بيشتر باشد ولى به نحو مجاز مىباشد .