تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
اين الفاظ به عموم ، بداهت است . زيرا لفظ كلّ و مرادف آن در هر لغت ديگرى ، اختصاص به عموم داشته و در عموم استعمال مىشوند « 1 » و اختصاص به خصوص نداشته و يا شامل خصوص هم بشود نيست . « 2 »

124 - اگر لفظ « كلّ » براى عموم بوده و اختصاص به آن داشته پس چرا در خصوص استعمال مىشود ، « 3 » آيا اين منافاتى با اختصاص داشتنش به عموم ندارد ؟

ج : مىفرمايد : اينكه لفظ « كلّ » در خصوص نيز استعمال شده ، منافاتى با مختصّ بودنش به عموم ندارد . زيرا استعمالش يا به واسطهء مجاز ادّعايى است « 4 » يا به واسطهء مجاز در كلمه و با علاقهء عموم و خصوص . « 5 »
هامش
( 1 ) - مرادف لفظ كلّ ، مثل « جميع » ، « تمام » ، « اىّ » ، « دائما » ، « كافّة » و در لغت ديگر مثل لفظ هر ، هميشه و همه كه در فارسى مختصّ به عموم مىباشند . ( 2 ) - مثلا لفظ « هر » يا « همه » در زبان فارسى ، اختصاص به عموم دارد و نه به خصوص و اينكه مشترك بين عامّ و خاصّ نبوده كه خاصّ را هم شامل مىشود . ( 3 ) - مثل اينكه گفته مىشود : « زيد رجل كلّ الرّجل » زيد ، مرد است ، تمام مرد است . در اينجا لفظ « كلّ » با مدخولش در خصوص « زيد » كه فرد خاصّ بوده استعمال شده است يا مثل « زيد شجاع كلّ الشّجاع » . ( 4 ) - يعنى اين استعمال به نحو مجاز است . ولى اين استعمال مجازى يا مجاز به بيانى كه سكّاكى دارد يعنى مجاز ادّعايى كه در همهء استعارات قائل به آن بوده و قبلا نيز توضيحش گذشت . يعنى او مىگويد : استعمال لفظ « كلّ » در خصوص يا استعمال لفظ « زيد » در « اسد » از باب مجاز در كلمه نمىباشد ، بلكه ما قبلا يك تصرف عقلى در معناى « زيد » مىكنيم و او را نازل منزلهء « حيوان مفترس » يعنى « اسد » و يا نازل منزلهء همهء مردان قرار مىدهيم سپس لفظ « زيد » را در آن استعمال مىكنيم . ( 5 ) - يا استعمال مجازى مشهور كه از باب مجاز در كلمه بوده مىباشد از آنجا كه در استعمال مجازى نياز به علاقه بوده ، علاقهء در اين استعمال مجازى نيز علاقهء جزء و كلّ بوده كه گاهى « كلّ » را مجازا در جزء استعمال مىكنند .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 242 | حسن سيد اشرفى