تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
صدق آن را مقياس براى اشكال كردن به اين تعريفات مبنى بر مانع اغيار نبودن يا جامع افراد بودن قرار داده‌اند « 1 » درحالىكه هيچ فردى در اين معناى مرتكز نيز شكّ و شبهه‌اى ندارد . ب : در تعريف حقيقى ، معرّف بايد از معرّف ، اجلى و روشن‌تر باشد و حال آنكه تعريف‌هاى صورت گرفته ، روشن‌تر از معناى مرتكز عامّ در اذهان نمىباشد .

119 - اگر معناى مرتكز ذهنى عامّ روشن‌تر از تعريف‌هاى اصوليّون بوده ، پس غرض اصوليّون از اين تعريف‌ها چيست ؟

( فالظّاهر انّ الغرض . . . من الاحكام ) ج : مىفرمايد : غرض اصوليّون آن است ؛ يك تعريف لفظى و شرح الاسمى كه مفهومش جامع بين افراد بوده بيان شود تا با اين معنا و مفهوم جامع ، اشاره شود به افراد در مقام اثبات احكامى كه براى عامّ است . نه اينكه غرض ، بيان حقيقت و ماهيّت عامّ باشد . چرا كه بعد از روشن بودن افراد و مصاديق عامّ كه محلّ كلام بوده در احكام متعلّق به آن ، ديگر غرضى نيست تا ماهيّت آن بيان شود . زيرا معنا و مفهوم عامّ ، محلّ تعلّق حكم به عامّ نبوده بلكه احكام به افراد و مصاديق عامّ تعلّق مىگيرد . « 2 »
هامش
مىداند . مثلا مىداند لفظ « كلّ » ، « جمع محلّى به الف و لام » ، « اخوات » و « نكره در سياق نفى و نهى » از الفاظ عموم بوده چنان كه مىداند الفاظ « مفرد معرّف به الف و لام جنس » ، « مفرد مضاف » و مانند آن از مصاديق و الفاظ عموم نمىباشند . ( 1 ) - يعنى مقياس را براى اشكال مطّرد و مانع اغيار نبودن و جامع و منعكس نبودن را در تطبيق تعاريف با معناى مرتكز ذهنى قرار داده‌اند . مثلا وقتى فردى كه از تعريف استفاده مىشود ، منطبق و قابل صدق بر معناى مرتكز نبوده گفته‌اند ؛ اين تعريف ، جامع افراد نيست و اگر شامل فردى شود كه غير فرد منطبق با معناى مرتكز ذهنى است ، گفته‌اند ؛ اين تعريف ، مانع اغيار نيست . ( 2 ) - مثلا وقتى مولى مىفرمايد « اكرم كلّ عالم » مقصودش افراد عالم بوده و نه اكرام مفهوم و معناى