تعريفها از نظر اينكه تعريفى مثلا مانع اغيار و يا جامع افراد نبوده وارد شده است . « 1 » ولى طرح اين اشكالات ، سزاوار مقام تعريف نيست . زيرا تمامى اين تعريفها ، تعريفهاى لفظيّهاى بوده كه در جواب سؤال از عامّ با ماء شارحه واقع مىشود و نه ماء حقيقيّه . « 2 »
118 - به چه دليل ، تعريفهاى صورت گرفته ، تعريفهاى لفظيّه مىباشد ؟
( كيف و كان . . . كما هو اوضح من ان يخفى ) ج : مىفرمايد : به دو دليل :
الف : معنايى كه از عامّ در اذهان مردم بوده خيلى روشنتر از معنايى است كه در تعريف عامّ آورده مىشود . اين روشنتر بودن هم از نظر معنا و هم از نظر مصداق و الفاظ مىباشد . « 3 » از آنجا كه اين معناى مرتكز ، روشنتر بوده ، صدق اين معنا را بر فردى يا عدم
هامش
ديگران ، آن را چنين تعريف كرده است : « العامّ هو اللّفظ المستغرق لما يصلح له » عامّ عبارت است از لفظى كه شامل مىشود آنچه را كه براى آن صلاحيّت دارد .
( 1 ) - مثلا گفتهاند : عموم ، آن است كه هر فردى از افراد عامّ را دربر گيرد مثلا « كلّ عالم » يعنى هر فردى از افراد عامّ مورد نظر است . حال لفظ جمع محلّى به الف و لام نيز از الفاظ عموم است ولى نه جامع افراد است و نه مانع اغيار . زيرا مفاد جمع محلّى به الف و لام را گفتهاند كلّ جماعة جماعة را شامل مىشود و نه افراد آن را پس جامع افراد نيست . و نيز شامل لفظ عشرة ، مائة ، ثلاثة و غيره كه از يك تا صد و بيشتر دلالت كند مىشود مثلا وقتى گفته مىشود « اكرم عشرين عالما » يعنى هر فرد از بيست نفر عالم بايد اكرام شود و حال آنكه همه متّفقند كه اسماء اعداد از الفاظ عموم نمىباشند ، پس مانع اغيار نشد بعد به اين اشكالات جواب داده شده است و بههمينصورت مورد نقض و ابرام قرار گرفته است .
( 2 ) - يعنى اين تعريفها ، شرح الاسمى و شرح اللّفظى بوده و در صدد توضيح اجمالى لفظ و معنا بوده و نه درصدد تعريف حقيقى كه متشكّل از جنس و فصل يا جنس و عرض خاصّه مىباشد .
( 3 ) - يعنى عرف ، هم معناى عموم را روشنتر مىداند و هم مصاديق يعنى الفاظ عموم را روشنتر