و هو شمول الخ : ضمير « هو » به معناى واحد برمىگردد .
لجميع ما يصلح ان ينطبق عليه : ضمير در « ينطبق » به عامّ و ضمير در « عليه » به ماء موصوله به معناى افراد برمىگردد .
انّ تعلّق الحكم به : ضمير « به » به عامّ برمىگردد .
لو اخلّ : ضمير در « اخلّ » به مكلّف برمىگردد .
لما امتثل اصلا : ضمير در « امتثل » به مكلّف برمىگردد .
بخلاف الصّورة الأولى : يعنى صورتى كه هر فردى ، موضوع جداگانه براى حكم مىباشد .
فانّه اطاع و عصى : ضمير در « فانّه » و « اطاع » و « عصى » به مكلّف برمىگردد .
لو اكرم واحدا منهم : ضمير در « اكرم » به مكلّف و در « منهم » به فقيهان برمىگردد .
لقد اطاع و امتثل : ضمير در هر دو فعل به مكلّف برمىگردد .
و غيرها لآحادها المندرجة تحتها : همهء ضماير مؤنث به « عشرة » برگشته و كلمهء « المندرجة » صفت براى « آحادها » بوده و مقصود از « غيرها » مثلا عشرين و ساير اعداد بيش از سه مىباشد .
ليس من العموم : ضمير در « ليس » به شمول يادشده برمىگردد .
لعدم صلاحيّتها بمفهومها : هر دو ضمير مؤنث به « عشرة » برمىگردد .
على كلّ واحد منها : ضمير در « منها » به « عشرة » برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
117 - تعريفهايى كه براى عامّ شده و اشكالات و ايرادات برآن از نظر مصنّف چگونه مىباشد ؟
( فصل قد عرّف العامّ . . . بالماء الحقيقيّة ) ج : مىفرمايد : براى عامّ تعريفهاى مختلفى ذكر شده « 1 » و اشكالاتى هم به اين
هامش
( 1 ) - « معارج الاصول 1 / 81 » ، « زبدة الاصول / 95 » ، « المستصفى 2 / 32 » و صاحب فصول به نقل از