تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥

114 - آيا در هيچ صورتى ، مسند اليه معرّف به الف و لام مفيد اختصاص نمىباشد و از تحقيق مصنّف چه چيزى روشن مىشود ؟

( نعم ، لو قامت قرينة . . . للمتأمّل فتأمّل ) ج : مىفرمايد : آرى ، اگر قرينه قائم شود كه الف و لام مسند اليه براى استغراق بوده « 1 » يا مدخول اين الف و لام به نحو ارسال و اطلاق ، اخذ شده « 2 » يا اينكه حمل در آن به نحو حمل ذاتى بوده ، آن‌وقت مفيد حصر مدخول الف و لام براى محمول اين مدخول و اختصاص مدخول الف و لام به محمول اين مدخول خواهد داشت . « 3 » از تحقيقى كه داشتيم ، روشن مىشود اشكالات زيادى را كه بزرگان در ايراد و جواب در اين مقام داشته‌اند . به ذكر اين كلمات نپرداختيم ، زيرا فايده‌اى بر ذكر آنها مترتّب نمىباشد .
هامش
بوده ، روشن مىشود كه مسند اليه معرفه به الف و لام ، مفيد حصر نمىباشد . زيرا معناى « الشّجاع زيد » آن است كه زيد و شجاع در خارج متّحدند و زيد ، مصداقى از شجاع مىباشد ولى مصداق منحصر نيست چنان كه در « الانسان زيد » نيز زيد ، مصداقى از انسان بوده و تنها مصداق نمىباشد . آرى اگر حمل ، حمل ذاتى باشد ، مفيد حصر خواهد بود . زيرا « الانسان حيوان ناطق » يعنى تنها انسان است كه حيوان ناطق مىباشد . ولى گفته شد ؛ اصل در حمل ، حمل شايع صناعى است . ( 1 ) - مثل« إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ »كه الف و لامش براى استغراق مىباشد . معنايش آن است كه انسان اختصاص به در خسران بودن دارد البتّه در ادامه از آن استثناء شده و همين استثناء دليل بر استغراقى بودن الف و لام مىباشد . ( 2 ) - يعنى الف و لام براى استغراق نبوده ولى قرينهء خارجيّه داريم كه مدخول اين الف و لام به نحو مطلق بودن و ارسال اخذ شده است . مثل « الحمد للّه » زيرا حمد در اينجا در مقام شكرگزارى از نعمات الهى بوده و شكرگزارى در مقابل نعمات ، تنها مختصّ به خداوند مىباشد . ( 3 ) - مثل « الانسان حيوان ناطق » كه توضيح آن گذشت .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 215 | حسن سيد اشرفى