تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
مىآورد . گويا اين مطلب « مضرب اليه » مطلبى است كه از ابتدا آن را بيان كرده و مطلب قبلى كالعدم مىباشد . « 1 » اين نوع از اضراب ، اصلا مفيد حصر و اختصاص نخواهد بود . « 2 »

110 - قسم دوّم از اضراب چگونه بوده و آيا دلالت بر حصر مىكند ؟

( و منها ما كان . . . فلا دلالة عليه ايضا ) ج : مىفرمايد : قسم دوّم در جايى است كه اضراب براى تأكيد مطلب قبلى و ترقّى و مبالغه در آن مىباشد . گويا ذكر مطلب قبلى يعنى مضرب عنه ، مقدّمهء براى ذكر مطلب بعدى يعنى مضرب اليه مىباشد . « 3 » اين نوع از اضراب و بل اضرابيّه نيز دلالت بر حصر نمىكند . « 4 »

111 - قسم سوّم از اضراب چگونه بوده و آيا دلالت بر حصر مىكند ؟

( و منها ما كان . . و هو واضح ) ج : مىفرمايد : قسم سوّم در جايى است كه اضراب براى ابطال و ردّ مطلب قبلى و اثبات
هامش
( 1 ) - به اين استعمال از « بل » اضراب از اشتباه يا غلط مىگويند . مثلا متكلّم مىخواسته بگويد : « جاء زيد » ولى از روى اشتباه يا سبق لسان ، گفته است « جاء عمر » . در اينجا با بل از مضرب عنه يعنى « عمر » اعراض كرده و دنبال آن كلام مىگويد : « بل زيد » . ( 2 ) - چرا كه « جاء زيد » در مثال قبلى كه مضرب اليه و مقصود اصلى متكلّم بوده آيا مفيد اختصاص مىباشد . يعنى معنايش ، اختصاص مجىء به زيد مىباشد تا در « بل جاء زيد » مفيد اختصاص باشد ؟ مضافا آنكه مفيد اختصاص و مفهوم داشتن « جاء زيد » نيز از باب لقب بايد باشد كه در باب لقب نيز خواهد آمد كه مفيد اختصاص و مفهوم نمىباشد . ( 3 ) - در اين نوع از اضراب ، مطلب قبلى ، مسلّم و ثابت بوده و متكلّم مىخواهد در آن ترقّى كرده و مطلب بالاترى را بگويد . مثلا مىگويد : « محمّد نبىّ بل رسول » يعنى نبى بودن محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، مسلّم بوده ولى متكلّم مىخواهد مطلب بالاترى را بگويد و آن ، رسول بودن است . يا مىگويد : « هذا الموضوع مشهور بل اجماعىّ » . ( 4 ) - چنان كه اگر از ابتداء مىگفت : « محمّد رسول » يا « هذا المطلب اجماعىّ » مفيد حصر نمىبود .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 212 | حسن سيد اشرفى