مىباشد . دلالت « انّما » بر حصر و اختصاص به دو دليل است . « 1 »
الف : تصريح اهل لغت : يعنى اهل لغت در كتابهاى لغت ، تصريح كردهاند كلمهء « انّما » افادهء حصر و اختصاص مىكند . « 2 »
ب : تبادر : از استعمال كلمهء « انّما » در ميان اهل عرف و محاوره يعنى در بين عربزبانها ، آنچه به ذهن ، تبادر مىكند عبارت از حصر و اختصاص است . « 3 »
105 - اشكالى كه بر دليل تبادر حصر و اختصاص از كلمهء « انّما » شده ، چيست ؟
( و دعوى انّ الانصاف . . . ما هو المتبادر منها ) ج : مىفرمايد : ادّعا و اشكال شده « 4 » كه انصافا راهى براى رسيدن به تبادر نداريم . زيرا :
اوّلا : موارد استعمال « انّما » مختلف است . « 5 »
هامش
( 1 ) - كلمهء « انّما » بر سر مبتدا و خبر داخل مىشود و مفيد حصر مبتدا در خبر يا حصر موضوع در محمول خواهد بود . بديهى است وقتى مفيد حصر باشد ، داراى مفهوم نيز خواهد بود .
مثلا در آيهء شريفهء« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ .مائده / 55 » كلمهء « انّما » مبتدا و موضوع را كه مسئلهء ولايت بوده ، منحصر در خبر و محمول كه سه نفر بوده مىكند . يعنى ولايت ، مختص است به خداوند ، رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و مؤمنينى كه در حال ركوع در نماز ، زكات مىدهند ، كه مقصود امير المؤمنين عليه السّلام مىباشد . مفهوم آيه چنين است : هيچ فرد ديگرى حقّ ولايت ندارد مگر اين سه نفر و يا كسانى كه از جانب آنان تعيين شوند .
در كتابهاى ادبى آمده است ؛ كلمهء « انّما » در واقع تجزيه و تحليل به « ماء نافيه » و « الّا » استثنائيّه يعنى تجزيه به سلب و ايجاب مىشود . بنابراين ، آيهء شريفه چنين است : « ما ولاكم الّا اللّه و رسوله و الّذين الخ » .
( 2 ) - البتّه بحث در حجّيّت قول اهل لغت در جلد دوّم كفاية الاصول خواهد آمد .
( 3 ) - تبادر نيز علامت حقيقى بودن موضوع له لفظ مىباشد .
( 4 ) - اين ادّعا از شيخ در « مطارح الانظار / 188 » مىباشد .
( 5 ) - يعنى شيخ ادّعا كردهاند : كلمهء انّما هميشه در معناى حصر و اختصاص ، استعمال نمىشود بلكه