تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
به انسباق معنا به ذهن ما فارسىزبانان نيست . بلكه معناى منسبق به ذهن اهل عرف آن زبان نيز راه به تبادر بوده و تبادر معنا از آن كلمه را نشان مىدهد . « 1 »

107 - سوّمين مورد از كلماتى كه دلالت دارد بر حصر و اختصاص ، چيست ؟

( و ربّما يعدّ . . بل الاضرابيّة ) ج : مىفرمايد : از كلماتى كه دلالت بر حصر دارد ، كلمهء بل اضرابيّه مىباشد .

108 - تحقيق مصنّف در باب اضراب چيست ؟

( و التّحقيق . . . على انحاء ) ج : مىفرمايد : تحقيق ، آن است كه اضراب بر سه نحو است . « 2 »

109 - قسم اوّل از اضراب چگونه بوده و آيا دلالت بر حصر مىكند ؟

( منها ما كان . . . ابتداء كما لا يخفى ) ج : مىفرمايد : قسم اوّل از اضراب و استعمال بل اضرابيه در جايى است كه متكلّم مطلبى را قصد دارد بگويد ولى از روى غفلت يا سبق لسان ، چيز ديگرى را مىگويد . در اين صورت با بل اضرابيّه ، از آن مطلب اعراض كرده و آنچه كه مقصودش بوده را در بعد از بل
هامش
مورد پيامبر به دو مورد اعتقاد داشتند 1 - رسول بودنش 2 - مخلّد و جاودانه بودنش و اينكه هرگز نمىميرد . خداوند مىفرمايد :« وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ ». در اينجا حصر « محمد » در رسالت اگرچه حصر حقيقى نبوده و نفى از رسول بودن ساير پيامبران نمىكند ولى نفى جاودانه بودن كه در نظر مؤمنين بوده را مىكند . ( 1 ) - بلكه بايد گفت ؛ معادل‌سازى در هر زبانى براساس معناى متبادر از آن لفظ در عرف اهل آن لغت صورت مىگيرد . مثلا براى معادل‌سازى هر كلمهء انگليسى ، بايد ديد آن كلمه در لغت و زبان اهل آن ، چه معنايى دارد و سپس در زبان فارسى ، كلمهء معادل براى آن قرار داد . پس راه اصلى تبادر ، تبادر معنا به اذهان اهل همان لغت بوده كه گفته شد ؛ متبادر از كلمهء « انّما » در اذهان اهل عرف و لسان عرب ، معناى حصر و اختصاص مىباشد . ( 2 ) - يعنى كلمهء « بل » اگرچه براى اضراب و اعراض از مطلب قبلى بوده ولى در مقام استعمال به سه قسم استعمال مىشود .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 211 | حسن سيد اشرفى