تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
ثانيا : واژه‌اى كه معادل معناى كلمهء « انّما » در عرف و زبان ما فارسىزبانان وجود ندارد كه از طريق اين معادل ، كشف كنيم معناى متبادر از كلمهء « انّما » را . « 1 »

106 - جواب مصنّف به اشكال وارده بر تبادر معناى حصر از كلمهء « انّما » چيست ؟

( غير مسموعة . . . ايضا سبيل ) ج : مىفرمايد : اين ادّعا ، شنيدنى نبوده و اشكال وارد نيست . « 2 » زيرا راه به تبادر ، منحصر
هامش
در مواردى نيز در غير حصر و اختصاص ، استعمال شده است . البته به نظر مىرسد مقصود شيخ آن است ؛ كلمهء « انّما » وقتى مفيد مفهوم است كه در معناى حصر حقيقى استعمال شود و استعمالش فقط در معناى حصر حقيقى باشد و حال آنكه در موارد حصر غير حقيقى يعنى حصر اضافى نيز استعمال مىشود مثل « انّما انت منذر » . زيرا تنها پيامبر ، منذر نمىباشد بلكه ساير پيامبران نيز منذر مىباشند . ( 1 ) - مثلا معناى « ان » شرطيّه در زبان فارسى « اگر » و معناى « الّا » مگر مىباشد ولى براى « انّما » معناى معادل نداريم تا چنين تبادرى را از طريق معادل به دست آوريم . ممكن است گفته شود : معناى « انّما » عبارت از « اين است و جز اين نيست » بوده ، چنان كه در ترجمه‌هاى قرآن نيز كلمهء « انّما » چنين ترجمه و معادل‌سازى مىشود . ولى بايد گفت : عبارت يادشده در واقع ، معناى حصر مىباشد . يعنى دلالت « انّما » بر حصر ، مفروغ عنه گرفته شده و سپس ، معناى حصر ، عبارت يادشده قرار داده شده است . ( 2 ) - جواب اشكال اوّل ، يعنى موارد استعمال را مصنّف نداده‌اند . زيرا از مطالبى كه در مباحث ديگر فرموده‌اند ، روشن مىشود . و آن اينكه ، اگر بپذيريم كلمهء « انّما » در غير حصر نيز استعمال شده ، به واسطهء قرينه مىباشد . و بارها گفته شد ؛ استعمال با قرينه ، نه دليل براى اثبات يك قول و نظر و نه دليل براى ردّ آن مىباشد ، بلكه اين موارد از محلّ نزاع خارج است . مضافا آنكه اگر مقصود اين است كه « انّما » تنها در حصر حقيقى استعمال نمىشود كه مفيد مفهوم بوده بلكه در حصر اضافى نيز استعمال مىشود بايد گفت : اوّلا : استعمال آن در حصر اضافى به كمك قرينه بوده و استعمال بدون قرينه‌اش ملاك است كه در حصر حقيقى است . ثانيا : در حصر اضافى نيز مفيد مفهوم است ولى متناسب با استعمال و حصر اضافى بودن . مثلا از آنجا كه مؤمنين در