در آن به « حمل شىء » كه مبتداء بوده برگشته و مقصود از « كذلك » حمل كردن شىء بر جنس و ماهيّت به حمل شايع مىباشد .
تلك الماهيّة به و حصرها عليه : ضمير در « حصرها » به « تلك الماهيّة » و ضمير در « به » و « عليه » به شىء برمىگردد .
او انّ مدخوله اخذ : ضمير در « مدخوله » به الف و لام و ضمير نايب فاعلى در « اخذ » به « مدخوله » برمىگردد .
على انّ الحمل عليه كان ذاتيّا : ضمير در « عليه » به مسند اليه و ضمير در « كان » به حمل بر مسند اليه برمىگردد .
لأفيد حصر مدخوله على محموله : ضمير در « مدخول » و « محموله » به الف و لام برگشته و كلمهء « حصر » نايب فاعل « افيد » بوده و اضافه به بعدش شده است .
و اختصاصه به : ضمير در « اختصاصه » به « مدخوله » مدخول الف و لام و ضمير در « به » به « محموله » محمول مدخول الف و لام برمىگردد .
انقدح بذلك : مشاراليه « ذلك » تحقيق مىباشد .
و ما وقع منهم من النّقض و الابرام : ضمير در « وقع » به ماء موصوله و ضمير در « منهم » به اعلام برگشته و كلمهء « من » بيان ماء موصوله مىباشد .
و لا نطيل بذكرها فانّه : ضمير در « بذكرها » به كلمات و ضمير در « فانّه » به اطاله برمىگردد .
كما يظهر : ضمير در « يظهر » به اطالهء بلا طائل يا خلل در كلمات اعلام برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
104 - دومين مورد از كلماتى كه دلالت دارد بر حصر و اختصاص چه بوده و دليل آن چيست ؟
( و ممّا يدلّ على الحصر . . . اهل العرف و المحاورة ) ج : مىفرمايد : از جمله كلماتى كه دلالت بر حصر و اختصاص دارد عبارت از كلمهء « انّما »