101 - جواب مصنّف به اشكال وارد شده بر كلمهء طيّبه چيست ؟
( مندفع بانّ المراد . . .
من افراد الواجب ) ج : مىفرمايد : اين اشكال ، مندفع بود و وارد نمىباشد زيرا مراد از « إله » عبارت از واجب الوجود بوده و « لا » نفى جنس نيز نفى واجب الوجود مىكند . نفى ثبوت و وجود واجب الوجود در خارج و اثبات فردى از واجب الوجود در خارج ، دلالت دارد به دلالت لازم بيّن بر ممتنع بودن تحقّق واجب الوجود در ضمن غير خداوند تبارك و تعالى . زيرا بديهى است اگر وجود پيدا كردن واجب الوجود به غير از خداوند ، ممتنع نبود ، بايد آن واجب الوجود غير از خداوند نيز وجود پيدا مىكرد . چرا كه اين واجب الوجود نيز از افراد واجب مىبود . « 1 »
هامش
( 1 ) - آرى ، اشكال وارد است اگر مقصود از « إله » در كلمهء طيّبه ، مطلق إله باشد . ولى مقصود از « إله » عبارت از واجب الوجود بوده كه امكان يا وجودش ، براى غير از خداوند متعال ، نفى شده است . حال آنكه نفى وجود واجب الوجود براى غير خدا و اثبات يك فرد از آنكه عبارت از ذات بارىتعالى بوده به دلالت التزامى بيّن به معنى الاخصّ دلالت دارد بر ممتنع بودن امكان و وجود واجب الوجودى غير از خداوند متعال . زيرا دلالت التزامى بيّن به معنى الاخصّ آن است كه از تصوّر لازم ، تصور لازم نيز لازم مىآيد مثلا با تصوّر آتش ، حرارت نيز به ذهن مىآيد . در اينجا نيز تصوّر معناى واجب الوجود ملازم آن است كه وجودش ضرورى بوده و بايد محقّق شود و حال آنكه واجب الوجود ديگرى غير از خداوند وجود ندارد ، در صورتى كه اگر واجب الوجود ديگرى غير از ذات بارىتعالى مىتوانست وجود پيدا كند بايد وجود پيدا مىكرد چون از افراد واجب الوجودى است كه وجودش ، ضرورى بوده و بايد وجود پيدا كند . اينكه وجود پيدا نكرده ، به دليل آن است كه وجود واجب الوجود ديگرى غير از خداوند ممتنع مىباشد . بنابراين ، صرف نفى وجود از غير ذات بارىتعالى ، اثبات واجب الوجود و نفى امكان واجب الوجود ديگرى غير از حقّ تعالى مىكند كه معناى اعتقاد به توحيد ناب و خالص مىباشد .
ولى بايد گفت : حمل لفظ « إله » بر واجب الوجود ، خلاف ظاهر مىباشد . خصوصا آنكه معناى واجب الوجود از مفاهيم متفاهم عرفى نبوده ، بلكه از مفاهيم مصطلح در علوم عقلى و فلسفى بوده و اذهان