102 - دلالت استثناء بر ثبوت نقيض حكم مستثنا منه براى مستثنا « 1 » آيا به واسطهء مفهوم و يا به واسطهء منطوق كلام مىباشد ؟
( ثمّ انّ الظّاهر . . . الجملة الاستثنائيّة ) ج : مىفرمايد : ظاهر آن است كه دلالت استثنا بر حكم در جانب مستثنا به واسطهء مفهوم بوده و اينكه حكم مستثنا ، لازمهء خصوصيّت حكم در جانب مستثنى منه بوده كه جملهء استثنائيّه دلالت بر اين خصوصيّت دارد . « 2 »
هامش
اعراب جاهلى كه مأمور به ذكر كلمهء « لا إله الّا اللّه » در صدر اسلام بودهاند ، آشناى به آن نبوده است .
پس بايد گفت : اعراب در صدر اسلام ، مشرك در اصل واجب الوجود نبودهاند . به عبارت ديگر ، مبتلاى به شرك ذاتى نبودهاند به گونهاى كه الهههاى متعدّدى را در عرض هم قبول داشته و معتقد به آنان باشند . بلكه شرك عبادى داشتند . يعنى بعضى از امور را مظهر قدرت خداوند و واسطهء بين خود و خداوند مىدانسته و بههمينجهت آنها را شايستهء عبادت مىدانستند . چنان كه در آيهء شريفه از قول آنان آمده است :« ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ ». بنابراين ، كلمهء توحيد ، وارد شده است براى نهى آنان از شرك عبادى كه مرتكب آن بودند . پس معناى كلمهء توحيد ، عبارت است از نفى استحقاق عبوديّت از غير خداوند . چنان كه كلمهء « إله » كه به معناى معبود بوده نيز شاهد آن مىباشد . خلاصه آنكه ؛ كلمهء اخلاص براى اثبات توحيد در عبادت بوده و نه توحيد در الوهيّت . زيرا توحيد در اصل الوهيّت ، از امور مسلّم و ثابت در نزد آنان بوده است .
( 1 ) - اينكه گفته شد ؛ استثناء دلالت دارد بر اختصاص حكم ايجابى براى مستثنا منه و اثبات نقيض حكم ايجابى يعنى سلبى براى مستثنا در جملات ايجابى و اختصاص حكم سلبى براى مستثنا منه و اثبات نقيض حكم سلبى يعنى ايجابى براى مستثنا در جملات سلبى .
( 2 ) - يعنى اگر دلالت استثناء بر اثبات حكم براى مستثنا به واسطهء هيئت تركيبيّهء جملهء استثنائيّه باشد ، اين دلالت به واسطهء مفهوم خواهد بود . زيرا در آيهء شريفهء« لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ »منطوق هيئت تركيبيّه دلالت دارد بر اختصاص حرمت تصرّف در اموال يكديگر وقتى كه از روى باطل يعنى با تجارت عن تراض نباشد ، بديهى است ؛ مفهوم آيهء شريفه به