تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦

97 - از جواب دوّم مصنّف به استدلال ابو حنيفه در تمسّك به حديث « لا صلاة الّا بطهور » در نفى مفهوم داشتن استثناء چه چيزى روشن مىشود ؟

( و منه قد انقدح . . . بقرينة الحال او المقال ) ج : مىفرمايد : از اينكه گفتيم ؛ استعمال جملات مشتمل بر استثناء در غير مفهوم به كمك قرينه ، دليل بر ادّعاى مفهوم نداشتن استثناء نمىشود ، همچنين استعمال جملات مشتمل بر استثناء در مفهوم به كمك قرينه ، دليل نمىشود بر ادّعاى كسانى كه براى اثبات مفهوم داشتن استثناء به كلمهء طيّبهء « لا إله الا الله » تمسّك جسته و گفته‌اند « 1 » ؛ پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اسلام كسانى را كه كلمهء « لا إله الّا اللّه » را بر زبان جارى مىكردند قبول مىكرد و حال آنكه قبول اسلام از طرف اين افراد وقتى صحيح و درست بوده كه كلمهء
هامش
استثنائيّه آيا دلالت بر اختصاص حكم و انتفاى عند الانتفاء مىكند يا نه ؟ و گفته شد ؛ مواردى كه داراى قرينه بوده از محلّ نزاع خارج مىباشد . چنان كه اگر مواردى نيز با كمك قرينه دلالت بر وجود مفهوم كند از محلّ نزاع خارج بوده و دليل بر ردّ ادّعاى ابو حنيفه و اثبات ادّعاى موافقين مفهوم داشتن استثناء نخواهد بود . البتّه جواب ديگرى نيز در دنبالهء جواب اوّل داده شده مبنى بر اينكه خبر « لا » نفى جنس عبارت از « ممكن » بوده و منظور از نفى نيز نفى امكان مىباشد . يعنى نماز بدون طهارت ، ممكن نيست و مفهومش اين است ؛ نماز با طهور ، ممكن است نماز باشد كه با ساير اجزاء و شرايط ، موجود هم خواهد بود . ولى اين جواب تمام نخواهد بود ، زيرا ممكن است گفته شود ؛ خبر مقدّر ، عبارت از « موجود » بوده و نه « ممكن » . آن‌وقت مفهوم حديث چنين خواهد بود ؛ نماز با طهارت تنها ، نمازى است كه موجود و محقّق مىشود و حال آنكه چنين نيست . ( 1 ) - از اماميّه كسانى كه به كلمهء طيّبه براى اثبات مفهوم داشتن استثناء ، تمسّك جسته‌اند ، شيخ در « مطارح الانظار / 182 » و صاحب فصول در « الفصول الغرويّة / 193 » بوده و از عامّه افرادى از جمله آمدى در « الاحكام 2 / 308 المسألة الخامسة » بوده كه مىگويد : « و دليلنا فى ذلك انّ القائل اذا قال « لا إله الّا اللّه » موحّدا مثبتا للالوهيّة للّه سبحانه و تعالى و نافيا عمّا سواه و لو كان الخ » .