تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤

95 - نظر ابو حنيفه نسبت به مفهوم داشتن جملات استثنائيّه چيست و دليل او چه بوده و نظر مصنّف نسبت به نظر ابو حنيفه چيست ؟

( فلا يعبأ . . . الّا بطهور ) ج : مىفرمايد : ابو حنيفه معتقد است كه جملات استثنائيه ، مفهوم ندارند و دليل او نيز احتجاج به حديث « لا صلاة الّا بطهور » مىباشد . « 1 » مصنّف مىفرمايد : اعتنايى به نظر ابو حنيفه نبوده و نظر او صحيح نمىباشد .

96 - جواب مصنّف به استدلال ابو حنيفه به حديث « لا صلاة الا بطهور » در نفى دلالت استثناء بر مفهوم چيست ؟

( ضرورة ضعف احتجاجه . . اصلا كما لا يخفى ) ج : مىفرمايد : استدلال ابو حنيفه به حديث يادشده براى نفى مفهوم داشتن استثناء به دو دليل ضعيف است : الف : مقصود از صلاة و نمازى كه حديث آن را در صورتى كه فاقد طهارت باشد ، نفى كرده ، عبارت از صلاة و نمازى است كه داراى ساير اجزاء و شرايط باشد . « 2 »
هامش
( 1 ) - يعنى ابو حنيفه در ردّ مفهوم داشتن استثناء مىگويد : اگر استثناء دلالت بر اختصاص حكم به مستثنا منه داشته و متعرّض به مستثنا شده و نقيض حكم مستثنا منه را براى مستثنا ثابت مىكند پس در حديث « لا صلاة الّا بطهور » بايد گفت ؛ نماز اگر واجد طهارت باشد هرچند بقيّهء اجزاء مثلا نيت يا تكبيرة الاحرام و يا ركوع و مانند آن را نداشته باشد ، باز هم نماز است . زيرا بنا بر مفهوم داشتن ، معناى حديث اين است كه نفى صلاة بودن مختص به مستثنا منه يعنى نماز بدون طهارت مىباشد ، هرچند داراى ساير اجزاء باشد و نقيض آن يعنى صلاة بودن براى مستثنى ثابت است كه صلاة با طهارت مىباشد اعمّ از اينكه ساير اجزاء و شرايط را داشته باشد يا نداشته باشد . و حال آنكه از خارج ثابت است كه نماز بدون استقبال قبله يا بدون ركوع و مانند آن نيز نماز نمىباشد . بلكه نماز بر ماهيّتى كه مركّب و واجد اجزاء و شرايط بوده ، صادق مىباشد « شرح مختصر الاصول عضدى / 224 و 265 » و « الاحكام آمدى 2 / 308 » المسألة الخامسة مذهب اصحابنا انّ الاستثناء من الاثبات نفى و من النفى اثبات خلافا لابى حنيفة » . ( 2 ) - يعنى مقصود از مدخول « لا » نفى جنس كه صلاة بوده ، عبارت از صلاة و نمازى است كه همهء