اختصاص حكم به مستثنى منه از جهت سلب يا ايجاب و اينكه حكم براى مستثنا منه ، شامل مستثنى نمىشود . « 1 » بههمينجهت ، استثناى از نفى عبارت از اثبات و استثناى از اثبات ، عبارت از نفى مىباشد . « 2 »
94 - دليل مصنّف بر مفهوم داشتن استثناء چيست ؟
( و ذلك . . . قطعا ) ج : مىفرمايد : دليل آن ، عبارت از تبادر و انسباق اختصاص حكم به مستثنى منه و شامل نبودن آن حكم نسبت به مستثنى به ذهن به هنگام اطلاق و استعمال جملات استثنائيّه مىباشد . « 3 »
هامش
( 1 ) - يعنى مفهوم جملهء استثنائيه و استثناء ، آن است كه حكم ، اختصاص به مستثنا منه دارد اعمّ از اينكه ، حكم سلبى باشد يا ايجابى و اين حكم ، شامل مستثناء نمىشود .
بنابراين ، در جملهء « اكرم العلماء الّا الفسّاق » حكم وجوب اكرام كه حكم ايجابى بوده شامل و مختصّ به مستثنى منه يعنى علماى غير فاسق بوده و وجوب اكرام شامل مستثنا يعنى عالم فاسق نمىشود .
به عبارت ديگر ، معنايش چنين است : « يجب اكرام العلماء العادل و لا يجب اكرام العلماء الفاسق » . و در جمله « لا تكرم الفسّاق الّا العلماء » حكم حرمت اكرام كه حكم سلبى بوده مختصّ و شامل مستثنى منه يعنى فاسق غير عالم بوده و شامل مستثنا يعنى عالم فاسق نمىشود . به عبارت ديگر ، معنايش چنين است : « يحرم اكرام الفاسق غير العالم و لا يحرم اكرام الفاسق العالم » .
( 2 ) - يعنى نقيض حكم مستثنا منه براى مستثنا ثابت است . حال اگر حكم مذكور براى مستثنى منه ، حكم ايجابى باشد ، نقيضش كه حكم سلبى بوده براى مستثنى ثابت بوده و اگر حكم مذكور براى مستثنا منه ، حكم سلبى باشد ، نقيضش كه حكم ايجابى بوده براى مستثنا ثابت است . و اين به خاطر آن است كه استثناء مفهوم داشته و متعرّض حكم مستثنا نيز هست نه آنكه مفهوم نداشته و متعرّض حكم مستثنا نباشد .
( 3 ) - تبادر نيز علامت وضع و موضوع له حقيقى لفظ يا هيئت مىباشد . بنابراين ، به نظر مصنّف ، دلالت استثناء بر مفهوم ، به واسطهء دلالت وضعيّه و وضع واضع مىباشد . بههمينجهت است كه علماى ادب مىفرمايند : نقيض حكم مستثنا منه براى مستثنا ثابت است . يعنى استثناء در اين جملات ، متعرّض حكم مستثنا نيز مىباشد .