تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
تعالى ) از افراد واجب . سپس همانا ظاهر ، همانا دلالت كردن استثناء بر حكم در جانب مستثنا ، به مفهوم است ، و همانا اين ( حكم در طرف مستثنا ) لازمهء خصوصيّت حكم در جانب مستثنا منه است كه دلالت مىكند برآن ( خصوصيّت ) جملهء استثنائيّه . آرى ، اگر باشد دلالت در جانب اين ( مستثنا ) به واسطهء نفس استثناء و نه به واسطهء آن جمله ( جملهء استثنائيّه ) ، مىباشد ( دلالت ) به واسطهء منطوق ، چنان كه اين ( بودن دلالت به نفس استثناء ) نيست ( بودن دلالت به نفس استثناء ) به بعيد و اگرچه مىباشد معيّن كردن اين ( بودن دلالت به نفس استثناء يا به جملهء استثنائيّه ) ممكن نيست فايده‌اى داشته باشد ( تعيين دلالت ) .

نكات دستورى و توضيح واژگان

على اختصاص الحكم سلبا او ايجابا بالمستثنى منه : كلمهء « سلبا » و « ايجابا » تمييز نسبت براى « اختصاص الحكم » بوده و جار و مجرور « بالمستثنى منه » متعلّق به « اختصاص » مىباشد . و لا يعمّ المستثنى : ضمير در « يعمّ » به حكم برمىگردد . و لذلك : مشاراليه « ذلك » اختصاص حكم به مستثنا منه به نحو سلب و ايجاب بوده مىباشد . و ذلك للانسباق : مشاراليه « ذلك » دلالت استثناء بر اختصاص حكم به مستثنى منه بوده مىباشد . محتجا : حال براى « ابو حنيفه » مىباشد . ضرورة ضعف احتجاجه : ضمير در « احتجاجه » به ابو حنيفه برگشته و اين عبارت ، دليل عدم اعتناء به سخن ابو حنيفه مىباشد . من مثله : ضمير در « مثله » به حديث « لا صلاة الا بطهور » برمىگردد . انّه لا تكون الصّلاة الّتى كانت . . . صلاة : ضمير در « انّه » به معناى شأن و اسم « انّ » ، ضمير