87 - با توجه به « التّحقيق » مصنّف ، اگر غايت ، قيد براى حكم باشد ، آيا مفيد مفهوم مىباشد يا نه ؟ دليلش چيست ؟
( و التّحقيق انّه . . . و هو واضح الى النّهاية ) ج : مىفرمايد : اگر غايت به لحاظ قواعد عربيّه « 1 » ، قيد براى حكم باشد ، چنان كه در قول معصوم عليه السّلام است كه مىفرمايد : « كلّ شىء حلال حتّى تعرف انّه حرام » و « كلّ شىء طاهر حتّى تعلم انّه قذر » « 2 » آنوقت ، دلالت بر مفهوم و ارتفاع حكم به هنگام حصول غايت مىشود . به دو دليل :
الف : انسباق و تبادر دلالت غايت بر ارتفاع حكم در وقتى كه غايت ، قيد حكم باشد . « 3 »
ب : دليل خلف : يعنى ارتفاع به محض حصول غايت از بعد از غايت ، اقتضاى فرض مقيّد بودن حكم به غايت مىباشد . چرا كه اگر با حصول غايت ، حكم از ما بعد غايت منتفى نباشد ، معنايش اين است كه اين غايت ، غايت نبوده و اين خلاف فرض است . « 4 »
هامش
( 1 ) - يعنى متفاهم عرفى بين اهل لغت عربيّه و لسان غرب .
( 2 ) - كلام اوّل ، مثال براى حكم تكليفى و كلام دوّم ، مثال براى حكم وضعى مىباشد . اصل دو روايت چنين است : « كلّ شىء لك حلال حتّى تعرف انّه حرام بعينه . وسائل الشّيعه / 12 / 60 باب 4 ح 4 ابواب ما يكتسب به » و « كلّ شىء طاهر حتّى تعلم انّه قذر » يا « كلّ شىء نظيف حتّى تعلم انّه قذر . وسائل الشّيعه 2 / 1054 باب 37 از ابواب النّجاسات ح 4 » .
( 3 ) - يعنى متبادر عرفى در نزد اهل لسان ، آن است كه غايت ، دلالت بر مفهوم دارد وقتى قيد براى حكم باشد .
( 4 ) - زيرا غايت بودن در دو كلام آن است كه عمر حليّت و عمر طهارت تا زمان علم به حرمت و نجاست مىباشد . يعنى اگر علم به حرمت شىء يا نجاست شىء ، پيدا شود ، حليّت و طهارت ، استمرار نخواهد داشت . حال اگر دلالت بر مفهوم نداشته باشد معنايش اين است كه بعد از علم به حرمت و نجاست شىء باز هم حليّت و طهارت شىء استمرار داشته باشد و اين خلاف فرض بوده و منجر به اجتماع نقيضين مىشود . چرا كه « حتّى تعلم » هم غايت حكم بوده و هم غايت حكم نباشد .