« بعدها » به غايت برمىگردد .
بالنّسبة الى الخلاف الاوّل : يعنى دلالت داشتن غايت بر مفهوم يعنى انتفاى سنخ حكم از غير مغيّا .
كما انّه على القول الآخر : ضمير در « انّه » به معناى شأن بوده و مقصود از « القول الآخر » داخل بودن غايت در حكم مغيّا مىباشد .
تكون محكومة بالحكم منطوقا : ضمير در « تكون » به غايت برگشته و مقصود از « الحكم » حكم مغيّا مىباشد .
انّ هذا الخلاف : مقصود ، خلاف دوّم يعنى داخل يا خارج بودن از حكم مغيّا مىباشد .
جريانه فيما اذا كان الخ : ضمير در « جريانه » به « هذا الخلاف » و ضمير در « كان » به ماء موصوله به معناى غايت برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
86 - بحث در مفهوم غايت چگونه بوده و اقوال در آن چيست ؟
( فصل : هل الغاية . . .
عدم الدّلالة عليه ) ج : مىفرمايد : يعنى بحث است كه آيا جملات غائيّه ، دلالت بر ارتفاع و انتفاى حكم از ما بعد غايت مىكند بنا بر اينكه غايت داخل در مغيّا باشد يا دلالت بر ارتفاع و انتفاى حكم از خود غايت و ما بعد غايت مىكند بنا بر خارج بودن آن ( غايت ) ، يا دلالت بر ارتفاع و سنخ حكم نمىكند ؟ در دلالت جملات غائيّه بر انتفاء و ارتفاع حكم يعنى دلالتشان بر مفهوم ، اختلاف است . « 1 »
هامش
( 1 ) - بحث در جملات غائيّه از دو جهت مىباشد :
الف : از جهت ادبى و نحوى : يعنى غايت در جملات غائيّه آيا داخل در حكم منطوقى مغيّا مىباشد يا نه ؟ مثلا در جمله « صم النّهار الى اللّيل » آيا وجوب روزه شامل خود شب هم مىشود . به اين معنا كه